مشاهده شده است بطوريکه که سطح معني داري کمتر از 0.05 مي باشد. بدين معني که هر چه ميزان تحصيلات والدين بيشتر شود بهزيستي روانشناختي آنان بيشتر مي شود.

در جدول زير نتايج آزمون t براي مقايسه بهزيستي روانشناختي والدين دانش آموزان و جنسيت آنان ارائه شده است.

جدول 4 4-بهزيستي روانشناختي به تفکيک جنس والدين

ضريب f
سطح معني داري
Sig

ارزش t
درجه آزادي
سطح معناداري
Sig

تفاوت ميانگين
احتمال انحراف استاندارد
ضريب فاصله اطمنيان
در سطح 95%

کمترين
بيشترين
براي برابري واريانس ها
058/0
810/0
016/0
315
987/0
0006/0
03943/0
0769/0-
0782/0
براي نابرابري واريانس ها

016/0
026/284
987/0
0006/0
03945/0
0770/0-
0782/0

نتايج جدول فوق با توجه به سطح معني داري(98sig = 0/) نشان مي دهد که تفاوت معني داري از لحاظ بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزان مرد و زن مشاهده نشده است. بدين معني که والدين مرد و زن از لحاظ بهزيستي روانشناختي شبيه به هم مي باشند.

گروهها
تعداد
ميانگين
انحراف استاندارد
خطاي معيار ميانگين

مرد
184
736/3
345/0
025/0
زن
133
736/3
347/0
030/0

در جدول زير نتايج آزمون t براي مقايسه بهزيستي روان شناختي والدين دانش آموزان و محل سکونت آنان ارائه شده است.

جدول4-5 بهزيستي روانشناختي به تفکيک محل سکونت

ضريب f
سطح معني داري
Sig

ارزش t
درجه آزادي
سطح معناداري
Sig

تفاوت ميانگين
احتمال انحراف استاندارد
ضريب فاصله اطمنيان
در سطح 95%

کمترين
بيشترين
براي برابري واريانس ها
919/1
167/0
644/1
315
101/0
0614/0
0389/0
0126/0-
1408/0
براي نابرابري واريانس ها

619/1
580/278
107/0
0641/0
0396/0
0138/0-
1420/0

نتايج جدول فوق با توجه به سطح معني داري(10sig = 0/) نشان مي دهد که تفاوت معني داري از لحاظ بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزاني که در شهر و روستا زندگي مي کنند مشاهده نشده است. بدين معني که والديني که در شهر و روستا زندگي مي کنند از لحاظ بهزيستي روانشناختي شبيه به هم مي باشند.

گروهها
تعداد
ميانگين
انحراف استاندارد
خطاي معيار ميانگين

شهر
176
765/3
322/0
024/0
روستا
141
701/3
371/0
031/0

5-1- خلاصه يافته ها ي پژوهش:
بر اساس نتايج تحقيق، تعداد پاسخگويان را 58 درصد والدين پدر و 42 درصد مادر تشکيل داده اند.
بر حسب محل سکونت پاسخگويان، 55.5 درصد شهري و44.5 درصد روستايي تشکيل داده اند.
به لحاظ سن، 2.5 درصد از پاسخگويان کمتر از 20 سال سن داشته اند، 5.4 درصد بين 20 تا 25 سال، 17 درصد بين 25 تا 30 سال،39 درصد بين 30 تا 40 سال 34.4 درصد بين 40 تا 60 سال و 1.6 درصد بيشتر از 60 سال را تشکيل داده اند. بررسي ميزان تحصيلات در بين پاسخگويان نشان داده است که: 36 درصد از پاسخگويان ابتدايي، 21.1 درصد سيکل، 24.4 درصد ديپلم ،7.2 درصد فوق ديپلم،10.8 درصد ليسانس و 0.4درصد فوق ليسانس بوده اند. متغير ميزان درآمد ماهيانه نيز نشان مي دهد که:16.4 درصد از پاسخگويان کمتر از 100 هزار تومان درآمد دارند، 20.8 درصد بين 100 تا 200 هزار تومان،20.2 درصد بين 200 تا 300 هزار تومان،18 درصد بين 300 تا 400 هزار تومان،22.4 درصد بين 400 تا 600 هزار تومان و 2.2 درصد بيشتر از 600 هزار تومان درآمد دارند.
نتايج نشان داد که در بين خرده مقياس هاي بهزيستي روانشناختي، بيشترين ميانگين به ارتباط مثبت با ديگران تعلق دارد و بعد از آن رضايت از زندگي آمده است و کمترين ميانگين به رشد و بالندگي تعلق دارد. بر اساس مشخصه هاي آماري از بين خرده مقياس هاي بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزان عادي، ارتباط مثبت با ديگران، بيشترين و کمترين مورد به رشد و بالندگي مربوط مي باشد. بر اساس نتايج ميانگين از بين خرده مقياس هاي بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزان مرزي، ارتباط مثبت با ديگران بيشترين و رشد و بالندگي کمترين مورد مربوط مي باشد.
بر اساس نتايج والدين دانش آموزان عادي به لحاظ عزت نفس نمره بيشتري از والدين دانش آموزان مرزي کسب کرده اند. بر اساس نتايج والدين دانش آموزان مرزي به لحاظ سلامت رواني نمره بيشتري از والدين دانش آموزان عادي کسب کرده اند.

5-2- بحث و نتيجه گيري :
در اين قسمت به بحث و نتيجه گيري فرضيات پرداخته مي شود.

(فرضيه يك تحقيق :
” بين عزت نفس با بهزيستي روان شناختي در بين والدين کودکان عادي و مرزي رابطه اي وجود دارد .”
رابطه اين دو متغير با آزمون آماري پيرسون مورد بررسي قرار گرفت. نتايج با توجه به سطح معني داري نشان مي دهد بين عزت نفس با بهزيستي روانشناختي در بين والدين کودکان عادي و مرزي تفاوت معني داري مشاهده نشده است بطوريکه که سطح معني داري بالاتر از 0.05 مي باشد. بدين معني که بين عزت نفس و بهزيستي روانشناختي والدين کودکان عادي و مرزي رابطه معني داري مشاهده نشده است.
مطالعات تجربي در 15 سال گذشته نشانگر اين نكته است كه عزت نفس يك عامل روانشناختي مهم اثرگذار بر سلامت و كيفيت زندگي به شمار مي رود. با افزايش عزت نفس، احساس توانمندي و ارزشمندي در فرد به وجود مي آيد و تغييرات مثبتي همچون پيشرفت تحصيلي، افزايش تلاش براي كسب موفقيت، داشتن اعتماد به نفس بالا، بلند همت بودن و تمايل به داشتن سلامت بهتر در فرد پديدار مي شود .نتايج تحقيق حاضر با نتايج تحقيق بک و همکارانش همخواني داشته است بطوريکه عزت نفس مي تواند رابطه ي متضاد و معكوسي با مشكلات روانشناختي به ويژه سلامت رواني داشته باشد به طوري كه در برخي از اين تحقيقات نمونه ها با داشتن مشكلات روانشناختي از عزت نفس بالايي برخوردار بودند. همچنين در تعدادي از مطالعات بين عزت نفس با مشكلات و اختلالات سلامت رواني، روابط علي كاملاً واضح و متقني گزارش نشده است.

(فرضيه دو تحقيق:
” بين سلامت رواني با بهزيستي روان شناختي در بين والدين کودکان عادي و مرزي رابطه اي وجود دارد .”
رابطه اين دو متغير با آزمون آماري پيرسون مورد بررسي قرار گرفت. نتايج با توجه به سطح معني داري نشان مي دهد بين سلامت رواني با بهزيستي روانشناختي در بين والدين کودکان عادي و مرزي تفاوت معني داري مشاهده شده است بطوريکه که سطح معني داري در بين والدين دانش آموزان عادي
(000/0 (sig و مرزي ( 001/0 (sigکمتر از 05/0 است. بدين معني که بين سلامت رواني و بهزيستي روانشناختي والدين کودکان عادي و مرزي رابطه مستقيم معني داري مشاهده شده است.
اين نتايج با تحقيق احمدپناه(1380) همخواني دارد. همچنين با نتايج تحقيق جاکز(2006) هماهنگ است. همسو بودن اين نتايج با تحقيقات جورج لاندرمن(1984)، آريندل و همکاران(1999) و همچنين شات و ريف و روني و همکاران(2003) هماهنگ بوده است.

(فرضيه سه تحقيق :
” بين بهزيستي روانشناختي والدين کودکان عادي و مرزي تفاوت وجود دارد .”
نتايج جدول فوق با توجه به سطح معني داري(000sig = 0/) نشان مي دهد که تفاوت معني داري از لحاظ بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزان عادي و مرزي مشاهده شده است. با بررسي ميانگين هاي جدول زير مشاهده مي شود که نمره بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزان عادي بيشتر از والدين دانش آموزان مرزي مي باشد بدين معني بهزيستي روانشناختي بيشتري دارند.
نتايج اين پژوهش با نتايج تحقيق احمدپناه (1380) هماهنگ بوده است. همچنين با نتايج تحقيق ميکائيلي(1388) همخواني دارد.

(فرضيه چهار تحقيق:
” بين عزت نفس والدين کودکان عادي و مرزي تفاوت وجود دارد”
نتايج جدول فوق با توجه به سطح معني داري(45sig = 0/) نشان مي دهد که تفاوت معني داري از لحاظ عزت نفس در بين والدين دانش آموزان عادي و مرزي مشاهده نشده است.
اين نتايج با نتايج تحقيقات احمدي(1377)، خواجه پور(1377)، زکي(1386) و رنجبر(1385) همخواني ندارد.

(فرضيه پنج تحقيق:
” بين سلامت روان والدين کودکان عادي و مرزي تفاوت وجود دارد”
نتايج جدول فوق با توجه به سطح معني داري(000sig = 0/) نشان مي دهد که تفاوت معني داري از لحاظ سلامت رواني در بين والدين دانش آموزان عادي و مرزي مشاهده شده است. با بررسي ميانگين هاي جدول زير مشاهده مي شود که نمره سلامت رواني در بين والدين دانش آموزان مرزي بيشتر از والدين دانش آموزان عادي مي باشد. بدين معني که والدين کودکان مرزي از سلامت رواني بيشتري برخوردارند.
نتايج تحقيق با پژوهش مهرابي زاده و همکاران 1380 همخواني دارد که بين سلامت رواني والدين کم توان ذهني و والدين کودکان عادي تفاوت معنا داري وجود دارد. همچنين با نتايج تحقيق شريعتي و داور منش(1370)هماهنگ مي باشد. اين نتايج با تحقيق لاجوردي(1371) همسو نمي باشد. همچنين با نتايج پژوهش خواجه پور(1377) همخواني ندارد. اين نتايج با تحقيق نريماني، محمد و همکاران(1384) همخواني داشته است.

(فرضيه شش تحقيق:
” رابطه بين بهزيستي روانشناختي و متغيرهاي زمينه اي”
( رابطه بين بهزيستي روانشناختي و سن: رابطه اين دو متغير با آزمون آماري پيرسون مورد بررسي قرار گرفت. نتايج با توجه به سطح معني داري نشان مي دهد بين سن با بهزيستي روانشناختي در بين والدين کودکان دانش آموزان رابطه معني داري مشاهده نشده است. اين نتايج با تحقيق آقاي ميکائيلي(1388) همخواني دارد.
( رابطه بين بهزيستي روانشناختي و ميزان درآمد: رابطه اين دو متغير با آزمون آماري پيرسون مورد بررسي قرار گرفت. نتايج با توجه به سطح معني داري نشان مي دهد که بين درآمد با بهزيستي روانشناختي در بين والدين کودکان دانش آموزان رابطه معني داري مشاهده شده است. اين نتايج با تحقيق آقاي ميکائيلي(1388) همخواني ندارد.
( رابطه بين بهزيستي روانشناختي و تحصيلات: رابطه اين دو متغير با آزمون آماري اسپيرمن مورد بررسي قرار گرفت. نتايج با توجه به سطح معني داري نشان مي دهد که بين ميزان تحصيلات با بهزيستي روانشناختي در بين والدين کودکان دانش آموزان رابطه معني داري مشاهده شده است.
( رابطه بين بهزيستي روانشناختي و جنس: نتايج جدول فوق با توجه به سطح معني داري (98sig = 0/) نشان مي دهد که تفاوت معني داري از لحاظ بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزان مرد و زن مشاهده نشده است. اين نتايج با تحقيق شکري و همکاران همخواني ندارد.
( رابطه بين بهزيستي روانشناختي و محل سکونت: نتايج جدول فوق با توجه به سطح معني داري(10sig = 0/) نشان مي دهد که تفاوت معني داري از لحاظ بهزيستي روانشناختي در بين والدين دانش آموزاني که در شهر و روستا زندگي مي کنند مشاهده نشده است.

5-3- محدوديتهاي تحقيق:
هر تحقيقي از ابتداي امر يعني انتخاب موضوع تا مراحل اجرا، و تجزيه و تحليل و نتيجه گيري داراي محدوديتهايي است. بيان محدوديتها در پژوهش به محققاني که قصد تحقيق در زمنيه ها ي مختلف را دارند، کمک مي کند تا به ديدي باز و آگاهي از موانع، کمبودها و محدوديتهاي تحقيق به امر پژوهش در زمينه هاي مشابه بپردازند. اين تحقيق نيز داراي موانع و محدوديتهايي است که در ذيل به آنها اشاره مي کنيم.
– عدم وجود تحقيقات مشابه در کشور و حتي خارج از کشور از مهمترين محدوديتها اين پژوهش
مي باشد که امکان مقايسه نتايج اين پژوهش با نتايج تحقيقات مشابه را امکانپذير نکرد.
– زياد بودن

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید