بر هويت يابي و بهزيستي روانشناختي آنان انجام داده اند. در تبيين نتيجه ي اين پژوهش مي توان گفت که خوشبختي و خوشي از طريق رويارويي و مواجهه با چالش هاي زندگي، مشکلات و نيازها به دست مي آيد نه از طريق تفريح کردن و عدم داشتن هرگونه کشمکش و تعارض ونه با داشتن يک زندگي يکنواخت و بدون تغيير پستي و بلندي، در حقيقت بهزيستي انسان در گرو تعامل و همراهي مقولات متضاد مثل درد و لذت، بلندپروازي و اميدواري در مقابل رنج و نا اميدي است. در اين ميان همانگونه که از نتايج اين پژوهش بدست آمده محل زندگي، خود داراي رابطه ي مثبت معنادار بالايي با ميزان احساس بهزيستيش است. زيرا احساس تعلق به محيط و توانايي اداره ي زندگي در محيط بر احساس بهزيستيش تأثير گذار است.
نتايج پژوهش هالدي و هانرليک(1960) نشان داده است که والدين مبتلا به نشانگان داون در مقايسه با والديني که فرزندانشان مشکلي ندارند تحت فشار بيشتري هستند و هنگامي که اين کودکان به سنين نوجواني مي رسند والدين احساس ناتواني بيشتري در قبال آنان مي کنند.
نتايج پژوهش اولشانسکي(1962) نشان داده است که اغلب والديني که کودک کم توان ذهني دارند از يک عکس العمل رواني به نام اندوه مزمن رنج مي برند به خصوص اگر کودک داراي کم توان ذهني عميق باشد.
در تحقيقي که نيتز(1971 ) در مورد سلامت رواني معلمان انجام داده مشاهده شد که از هر سه نفر معلم دو نفر را مي توان از نظر رواني با ثبات تلقي نمود. يعني اين که از هر سه نفر يک نفر به هر صورت دچار نوعي مسئله رواني مي باشد .
آلن برگ( 1973 ) در پژوهشي که انجام داد به اين نتيجه رسيد که در مدارسي که معلمان از روحيه و سلامت روان بالايي برخوردارند در پيشرفت دانش آموزان افزايش مشاهده مي شود و برعکس روحيه پايين و عدم سلامت روان و رضايت شغلي مي تواند به کاهش بهره وري و از پا درآوردن معلم منجر شود که اين موضوع با کاهش علاقه، کاهش کيفيت تدريس، کاهش فعاليت و تلاش براي ترک شغل مرتبط است( عبدلي 1381 ).
فينستين1، دونالد2، جوردان 3( 1982 ) در ارتباط با رابطه عزت نفس و افسردگي با رضايت شغلي و ارتباط کانونهاي کنترل با افسردگي بر روي نمونه اي از32 نفراز معلمان دبيرستان و 17 نفر از معلمان دانش آموزان داراي اختلالات عاطفي تحقيقي به عمل آوردند نتايج پژوهش دلالت بر همبستگي منفي بين رضايت شغلي و افسردگي و همبستگي مثبت بين عزت نفس و رضايت شغلي داشت. کانونهاي کنترل( دروني و بيروني ) اثر قابل ملاحظه اي بر افسردگي نداشتند و ارتباط هر دو افسردگي به يک اندازه بود .
در تعداد محدودي از پژوهش ها رابطه بين بهزيستي روانشناختي و سلامت عمومي بررسي شده است. جورج لاندرمن(1984) رابطه بين بهزيستي و سلامت عمومي را مثبت و قابل توجه گزارش داده اند.
وادينگتون، بوش31(1992) در مطالعه تحت عنوان تاثير معلوليت کودک روي عملکرد وسلامت رواني مادر 12 جفت مادر را مورد بررسي قرار دادند. سن کودکان ونوجوانان10 تا 19 ساله و جوانان 13 تا 26 ساله با شرايط معلوليت شديد بود و مادران آنها داراي سن 36 تا 68 سال بود مصاحبه اي نيمه برنامه ريزي شده با مادران در ارتباط با عملکرد روانشناختي مادر و به وطور مستقيم بر نقش عملکرد مادر تاثير مي گذارند.
آريندل و همکاران(1999) در بررسي رابطه بين بهزيستي روانشناختي، سلامت عمومي به اين نتيجه رسيدند که با افزايش بهزيستي روانشناختي و سلامت عمومي نيز تحت تاثير قرار گرفته و افزايش مي يابد. شات و ريف در مطالعه رابطه بهزيستي روانشناختي و شخصيت به اين نتيجه رسيدند که بين ابعاد بهزيستي روانشناختي و روان رنجوري رابطه منفي و معناداري وجود دارد.
ماير(2000) روي 217 پدر و مادر کودک ناشنواي آلماني که کودکان آنان در سنين 12 تا 6 سال بودند مطالعه اي را با شاخص استرس والدين(اپيدمن ،1990) انجام داد و به اين نتيجه رسيد که هر چه آسيب شنوايي کودکان بيشتر باشد والدين مشکلات بيشتري را هم در ارتباط خود با ديگران و تعدادي از آنان با افراد ناشنواي بزرگسالان ارتباط داشتند افسردگي کمتري را گزارش کردند.
روني و همکاران(2003) دريافته اندکه بين ابعاد بهزيستي روانشناختي و اضطراب، افسردگي و خصومت رابطه منفي و معناداري وجود دارد(بياني وهمکاران،1386).
پژوهش جونز وپسي( 2004) نشان داده است که سبک مقاله در کناب منبع کنترل مهمترين پيش بيني کننده تنش در والدين بود.
نتايج پژوهش جاکز(2006) که پژوهش هايي درباره نقش سبک هاي مقابله در پاسخ مادران به تنش ناشي از وجود کودک کم توان ذهني و تاثير ان در وضعيت سلامت رواني و بهزيستي روانشناختي انجام شده اند خانواده ها و مادراني که بيشتر از سبک مسئله محور بهره مي گيرند سطوح پايين تري از فشارهاي رواني را تجربه مي کنند.

روش پژوهش:
اين پژوهش با توجه به هدف و کاربرد از نوع پژوهش کاربردي مي باشد. نتايج اين تحقيق مي تواند براي کلينک هاي سلامت روان، مراکز مشاوره، سازمان بهزيستي، آموزش و پرورش استثنايي و آموزش و پرورش عادي مورد استفاده قرار گيرد. همچنين روش پژوهش از نوع همبستگي مي باشد که يکي از انواع روش هاي تحقيق توصيفي(غير آزمايشي) مي باشد. در اين نوع تحقيق رابطه ميان متغير ها بر اساس هدف تحقيق تحليل مي گردد( بازرگان و همکاران، 1387).
جامعه پژوهش:
جامعه آماري اين تحقيق را والدين دانش آموزان عادي و والدين دانش آموزان داراي هوش مرزي(آموزش پذير) 12-7 ساله شهرستان سراوان تشکيل مي دهند.
نمونه و روش نمونه گيري:
به منظور دستيابي به گروههايي از آزمودنيها که امکان تحليل آماري مناسب فراهم سازد، به صورت کلي 317 نفر براي اين طرح انتخاب شده اند. که والدين کودکان آموزش مرزي 164 نفر بودند و والدين کودکان عادي 154 نفر بودند و اين والدين از نظر سن، تحصيلات وشغل و محل سکونت، ميزان درآمد با والدين کودکان آموزش پذير همتا و همگن انتخاب شدند. روش نمونه گيري، روش خوشه ايي بود. اين روش در صورتي که فهرست کامل افراد جامعه مورد مطالعه در دسترس نباشد مي توان افراد جامعه را در دسته هايي خوشه بندي کرد سپس از ميان خوشه ها نمونه گيري به عمل آورد. لازم به ذکر است که به دليل کمبود دانش آموزان آموزش پذير 7-12 تعداد 164 نفر از والدين دعوت به همکاري شد.
ابزار پژوهش:
ابزارجمع آوري اطلاعات پرسشنامه بوده است که در اختيار والدين قرار گرفت. اين پرسشنامه ها شامل: پرسشنامه عزت نفس، پرسشنامه سلامت روان و پرسشنامه بهزيستي روانشناختي است.
پرسشنامه بهزيستي روانشناختي:
اين پرسشنامه توسط زنجاني طبسي(1383) به منظور سنجش بهزيستي روانشناختي ابداع شده است، مقياس اندازه گيري بهزيستي روانشناختي داراي 77 سئوال(گويه) است، که بر اساس روش و اصول روانسنجي تهيه شده است. اين آزمون از 6 خرده مقياس تشکيل شده است: خرده مقياس رضايت از زندگي که متشکل از 19 سئوال است، خرده مقياس معنويت که داراي 13 سئوال است، خرده مقياس شادي و خوش بيني که 19 سئوال از پرسشنامه را به خود اختصاص داده است، خرده مقياس رشد و بالندگي فردي که شامل 8 سئوال است. خرده مقياس ارتباط مثبت با ديگران که متشکل از 8 سئوال است وبالاخره خرده مقياس خود، پيروي از 10 سئوال را شامل مي شود.
نمره گذاري و تفسير: مقياس تدوين شده بهزيستي روانشناختي، مقياس پنج گزينه اي است که هر گزينه نشان دهنده نوع نظر آزمودني درباره خودش است. براي نمره گذاري، به هر گزينه يک کد از 1 تا 5 تعلق مي گيرد. در کل تعداد 22 سئوال به صورت منفي در مقياس تدوين شده بهزيستي روانشناختي وجود دارد. قابليت اعتماد: قابليت اعتماد مقياس تدوين شده بهزيستي روانشناختي از طريق دو روش همساني دورني و باز آزمايي مورد سنجش قرار گرفته است. به منظور برآورد همساني دورني مقياس از روش آلفاي کرونباخ استفاده گرديده است، ضريب قابليت اعتماد کل مقياس 94/0است. اين ضريب در آزمونهاي فرعي بين 90/0 و 62/0 بدست آمده است. مقياس تدوين شده بهزيستي روانشناختي در دو نوبت به فاصله زماني دو هفته بر روي گروه واحدي از آزمودنيها اجرا گرديده است. ضريب همبستگي بدست آمده براي کل مقياس 76/0، براي خرده آزمونهاي بين 67/0 تا 73% بوده که همگي در سطح (01/0) معني دار است.
روايي: روايي مقياس بهزيستي روانشناختي به دو طريق بررسي گرديد، که يکي روايي محتوا و ديگري روايي سازه بوده است. شواهد وابسته به محتوا: مقياس تدوين شده بهزيستي روانشناختي و ابعاد و مولفه هاي آن در اختيار اساتيد، کارشناسان و محققان مربوطه قرار گرفته و باتوجه به چارچوب نظري معتبر و روا شناخته شده است.
شواهدي مربوط به روايي سازه: روايي سازه آزمون به دو روش بررسي گرديده: محاسبه ضريب همبستگي کل آزمون با خرده آزمون ها و تحليل عاملي.
الف) محاسبه ضريب همبستگي کل مقياس و خرده مقياس ها: آزمون بهزيستي روانشناختي با شش خرده آزمون خود همبستگي بالايي دارد و تنها خرده آزمونهاي رشد و بالندگي فردي همبستگي دارند، که نشان از روايي نسبتا مطلوب اين مقياس است.
ب) تحليل عاملي: طبق نتايج تحليل عاملي که به روش Pc چرخش متمايل (اوبلمين) بدست آمده است مقياس بهزيستي روانشناختي از شش عامل اصلي اشباع شده است که بر اساس چارچوب نظري تحت عنوان هاي رضايت اززندگي، شادي و خوش بيني،معنويت، رشد و بالندگي فردي، ارتباط مثبت با ديگران و خود پيروي شده است(زنجاني طبسي ، 1383).
پرسشنامه عزت نفس :
اين پرسشنامه توسط هترتون و پولوي(1991) جهت سنجش عزت نفس ابداع شده است. مقياس اندازه گيري عزت نفس داراي 20 سوال (گويه) است، که برا ساس روش و اصول روان سنجي تهيه شده است. اين پرسشنامه از سه خرده مقياس تشکيل شده است خرده مقياس عملکرد تحصيلي، ارزيابي اجتماعي و ارزيابي ظاهري مي باشد.
نمره گذاري و تفسير: مقياس تدوين شده عزت نفس ، چهار گزينه اي است که هر گزينه نشان دهنده نوع نظر آزمودني درباره خودش است که بر اساس طيف ليکر 1 تا 5 نمره گذاري مي شود. پايايي کلي اين مقياس برابر 92 % مي باشد.
پرسشنامه سلامت عمومي GHQ- 28 :
شناخته ترين آزمون غربالگري است که تاکنون در روانپزشکي تاثير بسيار زيادي بر پيشرفت پژوهشهاي داشته است( هندرسون11990). اين پرسشنامه توسط گلدبرگ2( 1979) براي تفکيک افراد مبتلا به اختلالات رواني از جمعيت مراجعه کننده به مراکز پزشکي عمومي ساخته است امروزه اين پرسشنامه به منظور استفاده به 36 زبان ترجمه شده است. بسياري از محققين(چيونگ واسپيز3،1994 ) تصريح کرده اند که اين پرسشنامه هم استفاده باليني داشته و هم در جامعه کاربرد دارد( يعقوبي ،1374 ) لازم به ذکر است که ثمره برش در اين پرسشنامه نيز نمره 23 در نظر گرفته مي شود.
پايايي:
فرم اصلي و اوليه اين پرسشنامه مشتمل بر60 سوال بوده است. به تناسب شرايط، فرمهاي کوتاه تري از پرسشنامه سلامت عمومي مشتمل بر 12،28،30 ماده نيز تهيه شد. فرم ميزان 1 شده يا 28 سوالي در اقدامي به منظور افزايش ميزان واريانس ساخته شده و براساس تحصيل عاملي فرم کامل GHQ معني نسخه 60 سوالي آن مي باشد. نتايج چندين مطالعه بنجامين و همکاران( 1982) دلالت بر وجود همبستگي قوي بين نتايج حاصل از پرسشنامه 28 و 60 ماده اي سلامت عمومي و تشخيص اختلالات روان شناختي دارد( همان منبع ).
راپيتزا4 ويراکس ( 1981) بر اين باورند که آزمون سلامتي عمومي از توانايي لازم براي ارزيابي شدت اختلالات روان شناختي برخوردار است و پيشنهاد مي کنند که به منظور صرفه جويي در وقت و هزينه، فرم کوتاه

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید