مادران داراي کودک ناشنوا از ميانگين ترس مرضي بالاتري برخوردار هستند و سپس مادران داراي کودک نابينا، کم توان ذهني تربيت پذير و عادي در مرتب? بعدي قرار دارند. از نظر روان پريشي بين مادران داراي کودک عادي با مادران داراي کودک کم توان ذهني تربيت پذير تفاوت معنادار وجود دارد، بين مادران داراي کودک عادي با مادران داراي کودک نابينا تفاوت معنادار وجود دارد، بين مادران داراي کودک عادي با مادران داراي کودک ناشنوا تفاوت معنادار وجود دارد. و در مجموع به ترتيب، مادران داراي کودک ناشنوا از ميانگين ترس مرضي بالاتري برخوردار هستند و سپس مادران داراي کودک کم توان ذهني تربيت پذير، نابينا و عادي در مرتب? بعدي قرار دارند. از نظر ميانگين کل آزمون بين مادران داراي کودک عادي با مادران داراي کودک کم توان ذهني تربيت پذير تفاوت معنادار وجود دارد، بين مادران داراي کودک عادي با مادران داراي کودک ناشنوا تفاوت معنادار وجود دارد و در مجموع به ترتيب، مادران داراي کودک کم توان ذهني تربيت پذير از ميانگين اختلال رواني بالاتري برخوردار هستند و سپس مادران داراي کودک ناشنوا، نابينا و عادي در مرتب? بعدي قرار دارند. از نظر شکايات جسماني، وسواس، اجبار، حساسيت در روابط متقابل و افکار پارانوييدي بين گروه ها تفاوت معنا داري بدست نيامد.
شکري و همکاران (1384) پژوهشي با عنوان تفاوت جنسيتي در مقياس هاي بهزيستي روانشناختي در دانشجويان دانشگاه هاي دولتي شهر بيرجند در سال تحصيلي 85- 1384 انجام داده اند .
نتايج نشان داده است که تحقيق حاضر درباره ي نقش تفاوت هاي جنسيتي در مقياس رشد فردي نشان مي دهد که نمرات دختران در مقايسه با نمرات پسران بالاتر است. در تبيين يافته ي مزبور همسو با نتايج برخي از مطالعات انجام شده در خصوص بررسي نقش تفاوت هاي جنسيتي در استفاده از شيوه هاي ترجيهي براي مواجهه با موقعيت هاي تنيدگي زا که مطالعات مختلف نشان داده است در پيش بيني بهزيستي روانشناختي افراد مؤثر واقع مي شود. در مجموع نتايج اين تحقيق شواهدي دال بر وجود تفاوت در مقياس هاي بهزيستي روانشناختي در دو جنس مي باشد. اين نتايج بر نقش محوري تفاوت هاي جنسيتي در بررسي مقياس هاي بهزيستي روانشناختي تأکيد مي کند .
عناصر مهريار(1385) درپژوهش خود با عنوان رابطه ي بين سلامت روان و شادكامي دانشجويان دختر و پسر انجام داده پژوهش حاضر، توصيفي و از نوع همبستگي است. نتايج نشان داده كه نمره ي سلامت روان و مولفه هاي آن؛ يعني كاركرد جسماني عدم اضطراب، كاركرد اجتماعي و عدم افسردگي با شادكامي رابطه ي معنا دارد. همچنين، رابطه ي مثبت معني داري بين خرده مقياس عدم اضطراب و شادكامي مشاهده شد يعني رابطه ي مستقيمي بين عدم اضطراب و شادكامي وجود دارد. بدين معنا كه هر چه نمره ي اضطراب فرد كاهش يابد ميزان شادكامي نيز افزايش خواهد داشت. يعني رابطه ي معكوسي بين عدم افسردگي و شادكامي وجود دارد مقايسه ي ميزان شادكامي دانشجويان دختر و پسر نيز نشان دهنده ي تفاوت معنا داري بين ميزان شادكامي دانشجويان دختر نيست. تجزيه و تحليل داده ها نشان مي دهد كه رابطه ي معني داري بين سلامت روان و شادكامي وجود دارد. بنابراين هر چه فرد از سلامت روان بالاتري برخوردار باشد، ميزان شادكامي وي افزايش خواهد يافت و همين طور شادكامي فرد سلامت روان بالاتري را براي وي به ارمغان خواهد آورد.
رنجبر(1385) پژوهشي با عنوان مقايسه ي انگيزش پيشرفت، عزت نفس و پيشرفت تحصيلي دانشجويان متعارف و غيرمتعارف انجام داده است.
نتايج نشان داده است که: 1- انگيزش پيشرفت و عزت نفس دانشجويان غيرمتعارف با ميزان پيشرفت تحصيلي، رابطه ي مثبت معني دار بالايي دارد. از بين دو متغير تبييني، متغير انگيزش پيشرفت، پيش بيني كننده ي نيرومندي است. 2- سطح انگيزش پيشرفت دانشجويان غيرمتعارف، بيشتر از سطح انگيزش دانشجويان متعارف است. 3- ميزان پيشرفت تحصيلي دانشجويان غيرمتعارف، بيشتر از پيشرفت تحصيلي دانشجويان متعارف است. 4- ميزان عزت نفس دانشجويان غيرمتعارف بيشتر از عزت نفس دانشجويان متعارف است. 5- سطح انگيزش پيشرفت دانشجويان غيرمتعارف مرد بيشتر از دانشجويان غيرمتعارف زن است. 6- ميزان عزت نفس دانشجويان غيرمتعارف مرد بيشتر از عزت نفس دانشجويان غيرمتعارف زن است. 7- ميزان پيشرفت تحصيلي دانشجويان غيرمتعارف مرد بيشتر از پيشرفت تحصيلي دانشجويان غيرمتعارف زن است. 8- ميزان پيشرفت تحصيلي دانشجويان غيرمتعارف سال اول، بيشتر از دانشجويان غيرمتعارف سال آخر است. 9- بين ميزان عزت نفس دانشجويان غيرمتعارف سال اول و سال آخر، تفاوت معني دار وجود ندارد. 10- بين ميزان انگيزش پيشرفت دانشجويان غيرمتعارف سال اول و سال آخر تفاوت معني دار وجود ندارد.
بياني و همکاران(1385) پژوهشي را با عنوان رابطه ي ابعاد بهزيستي روانشناختي و سلامت عمومي در دانشجويان دانشگاه آزاد واحد آزاد شهر( 86-1385) انجام داده اند. نتايج نشان داده است که بين مقياس هاي بهزيستي روانشناختي و پرسشنامه ي سلامت عمومي رابطه ي منفي و معناداري وجود دارد. با افزايش سطح بهزيستي روانشناختي در ميزان سلامت عمومي نيز بهبود مشاهده شده است. با توجه به همبستگي معناداري که بين ابعاد بهزيستي روانشناختي و سلامت عمومي به دست آمده مي توان گفت که اين دو سازه با همديگر مرتبط هستند و تغيير در يکي از اين متغير ها معمولا با متغير ديگري همراه خواهد بود. نتايج نشان داده که رابطه ي بين اضطراب و ابعاد ارتباط مثبت با ديگران، خود مختاري، تسلط بر محيط، زندگي هدفمند و رشد شخصي منفي و معنادار است. همچنين نتايج نشان داده است که رابطه ي منفي و معنادار افسردگي با پذيرش خود، ارتباط مثبت با ديگران، خود مختاري، تسلط بر محيط، زندگي هدفمند و رشد شخصي است. نتايج نشان داده که بين نشانه هاي جسماني و ارتباط مثبت با ديگران، خود مختاري، تسلط بر محيط، زندگي هدفمند و رشد شخصي رابطه ي منفي و معناداري وجود دارد. نتايج اين پژوهش نشان داده که مقياس هاي بهزيستي روانشناختي از پايايي قابل قبول برخوردار است.
نيسي و همکاران(1385) پژوهشي با عنوان مقايسه ي سلامت رواني، سازگاري فردي،اجتماعي و عملکرد تحصيل دانش آموزان پايه ي اول فاقد و واجد مادر در دبيرستان هاي اهواز با کنترل حمايت اجتماعي و هوش دانش آموزان در سال 1385 انجام داده اند. نتايج نشان داده است که ميانگين سلامت رواني کلي و چهار خرده مقياس آن در گروه واجد مادر بيشتر از گروه فاقد مادر است و اين نتيجه براي پسران و دختران به طور جداگانه صادق است. همچنين ميانگين عملکرد تحصيلي گروه فاقد مادر کمتر از گروه واجد مادر است و اين نتيجه براي پسران و دختران نيز به طور جداگانه صادق است. ميانگين سازگاري فردي، اجتماعي در دو گروه فاقد و واجد مادر تفاوت چنداني باهم ندارند. نتايج نشان داده است که بين گروهاي فاقد و واجد مادر(پسران و دختران) حد اقل از لحاظ يکي از متغيرهاي سلامت رواني، سازگاري فردي، اجتماعي، عملکرد تحصيلي تفاوت معنادار وجود دارد.
امامي و همکاران(1385) پژوهشي با عنوان مقايسه ي اثر بخشي دو شيوه ي شناختي، رفتاري و آموزش والدين در افزايش عزت نفس دانش آموزان را در سال 1385 انجام دادند. نتايج نشان داده است که فرضيه ي اول، پژوهش يعني اينکه شيوه ي شناختي، رفتاري عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر دوره ي راهنمايي را افزايش مي دهد، تأييد شد. نتايج ديگر اين پژوهش از اين قرار است: آموزش والدين، عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر دوره ي راهنمايي را افزايش مي دهد. بين تأثير دو شيوه ي مذکور در افزايش عزت نفس دانش آموزان دختر و پسر تفاوت وجود دارد. اين فرضيه مورد تأييد قرار گرفت. بين تأثير دو شيوه ي مذکور در افزايش ابعاد مختلف عزت نفس تفاوت وجود دارد اين فرضيه تأييد نشد. نتيجه ي عمده اي که از اين راه بدست مي آيد اين است که: فراهم آوردن موقعيت هايي که نوجوانان بتوانند به طور عملي روش هاي افزايش عزت نفس را ياد بگيرند، امري ضروري است .
رمزي(1386) در پژوهش با عنوان مقايسه سلامت رواني والدين معلولين ذهني(سنين پايين تر از 16 سال) مقيم در مراکزشبانه روزي و والدين معلولين ذهني که هنوز درآين مراکز پذيرش نشده اند به اين نتايج رسيد: بين مادران کودکان معلول علائم روان تني، اضطراب، ترس هاي مرضي، وسواس اجباري، حساسيت درروابط اجتماعي تفاوت معني دار در سطح5% وجود دارد. در حالي که مقوله هاي پرخاشگري افکار پارانوئيدي و روانپرشي تفاوت معني داري يافت نشد. همچنين بين پدران کودکان معلول ذهني مقيم درمراکز و پدران کودکان معلول ذهني دراين مراکز پذيرش نشده اند در مقوله هاي افسردگي، اضطراب و حساسيت در روابط اجتماعي تفاوت معني دار در سطح 5% وجود دارد درحالي که در مقوله هاي علايم روان تني، ترس هاي مرضي، و سواس اجباري افکار پارا توئيدي و روان پريشي تفاوت معني داري يافت نشد.
رجبي و خدايي(1386) پژوهشي با عنوان تأثير مشاورة گروهي با روش درمان عقلاني، عاطفي، رفتاري بر سلامت عمومي و عزت نفس دانش آموزان انجام دادند. نتايج نشان داده است که واريانسهاي دو گروه آزمايش و كنترل در عزت نفس يكسان مي باشد لذا مي توان از تحليل و واريانس براي تحليل داده هاي اين بخش استفاده نمود. اما نسبت مشاهده شده آزمون همگني واريانس لوين براي متغير سلامت عمومي برابر با 06/5 است كه نشان دهندة عدم برابري واريانس گروههاي آزمايش و كنترل در متغير فوق بدست آمده است اما به دليل برابر بودن اندازة نمونه در دو گروه مي توان از مفروضة يكساني واريانسها چشم پوشي و از آمار پارامتريك استفاده نمود. تفاوت نمره هاي عزت نفس کلي در مرحله پيش آزمون و پس آزمون پس از کنترل نمره هاي پيش آزمون در دانش آموزان دختر گروه آزمايش و کنترل برابر 17/114 مي باشد که در سطح آماري کمتر از 01/0 معنادار است. يعني آموزش مشاوره گروهي براساس درمان عقلاني، عاطفي، رفتاري، عزت نفس کلي را در مرحله پس آزمون افزايش داده است. همچنين نتايج نشان مي دهد که پس از کنترل تاثير پيش آزمون بر نمره هاي پس آزمون سلامت عمومي، تاثير گروه معنادار است. اين تحليل نشان مي دهد که دو گروه فوق از لحاظ ميزان سلامت عمومي با يکديگر تفاوت دارند که با توجه به ميانگين هاي ارائه شده بهبود وضعيت سلامت عمومي در گروه آزمايش تفاوت معناداري با گروه کنترل دارد.
ميکائيلي و شهني(1386) بررسي شيوع کودک آزاري و پيش بيني اين متغير از طريق سلامت عمومي والدين، سازگاري، عزت نفس و عملکرد تحصيلي دانش آموز و متغيرهاي جمعيت شناختي در دانش آموزان دختر آزارديده و عادي دوره راهنمايي شهر اهواز انجام دادند. نتايج نشان داده است که حدود 18 درصد آزمودني ها در معرض کودک آزاري بالاتر از متوسط قرار گرفته اند همچنين، کودک آزاري را مي توان از روي متغيرهاي سلامت عمومي والدين، سازگاري، عزت نفس وعملکرد تحصيلي دانش آموز و متغيرهاي جمعيت شناختي پيش بيني نمود.
زکي(1386) پژوهشي با عنوان كيفيت زندگي و رابطه آن با عزت نفس در بين دانشجويان دختر و پسر دانشگاه اصفهان انجام داد. نتايج اين تحقيق نشان داد که تفاوت معني داري در كيفيت زندگي كلي دانشجويان پسر و دختر نشان نداد و تنها در زمينه ماوراءالطبيعه و عزت نفس مؤلفه هاي پنج گانه كيفيت زندگي تفاوت معني داري ميان دانشجويان پسر و دختر ديده شد. سوي ديگر ارتباط معني داري از نظر آماري بين سه مؤلفه كيفيت زندگي روابط بين فردي و ماورءالطبيعه با عزت نفس ديده شد. تحليل رگرسيون چندگانه به شيوه گام به گام نشان داد كه به ترتيب سه بعد و مؤلفه كيفيت زندگي که شامل: روابط بين فردي،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید