ترتيب 11- (9%)، 42+ (36%) و 12+ (10%) واحد بر حسب ميليگرم در گرم وزن تر تغيير يافت. اين در حالي است که در شرايط کربن دي‌اکسيد غني شده (700 ميکرومول در مول)، غلظت کاروتنوئيد در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد يا 85/2 ميلي‌مولار به ترتيب 34+ (29%)، 5+ (4%) و 45+ (38%) واحد بر حسب ميليگرم در گرم وزن تر تغيير يافت (شکل4-5).
به عبارت ديگر با افزايش غلظت دي اکسيد کربن غلظت کاروتنوئيد در سطوح نيتروژن 712/0 و 79/3 ميليمولار افزايش و در سطح 42/1 ميليمولار کاهش يافت. افزايش غلظت دي اکسيد کربن تاثير معنيداري بر غلظت کاروتنوئيد در سطح 85/2 ميليمولار نداشت.

شکل 4-5- اثر غلظت دي اکسيد کربن بر غلظت کاروتنوئيد در سطوح مختلف نيتروژن محلول غذايي
برهمکنش غلظت دي اکسيد کربن و ژنوتيپ در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). در اثر افزايش غلظت دي اکسيد کربن غلظت کاروتنوئيد در ژنوتيپهاي شيرودي و حسني به ترتيب 54 و 24 درصد افزايش در حالي که در ژنوتيپهاي طارم منطقه و فجر به ترتيب 15 و 12 درصد کاهش نشان داد گرچه تاثير افزايش غلظت دي اکسيد کربن بر غلظت کاروتنوئيد در ژنوتيپ فجر از نظر آماري معنيدار نبود (شکل 4-6). در آزمايش چن وهمکاران (2014) نيز با افزايش 200 ميکرومول در مول غلظت دي اکسيد کربن، غلظت کاروتنوئيد تحت تاثير برهمکنش دي اکسيد کربن و ژنوتيپ قرار گرفت. به نحوي که با افزايش غلظت دي اکسيد کربن، غلظت کاروتنوئيد در ژنوتيپ Koshihikari کاهش و در ژنوتيپ Takanari تغيير معني داري نداشت [33].

شکل 4-6- اثر غلظت دي اکسيد کربن محيط بر غلظت کاروتنوئيد ژنوتيپ‌هاي برنج
برهمکنش اثرات سه گانه غلظت دي اکسيد کربن، نيتروژن و ژنوتيپ بر غلظت کاروتنوئيد برگ در سطح احتمال پنج درصد معني‌دار شد (جدول 4-7). در شرايط کربن دي‌اکسيد معمول، ميزان تغيير غلظت کاروتنوئيد در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد (85/2 ميلي‌مولار) در ژنوتيپ فجر به ترتيب 25، 25 و 8- درصد، در ژنوتيپ حسني 63-، 72 و 54- درصد، در ژنوتيپ شيرودي 36-، 9 و 63 درصد، و در ژنوتيپ طارم منطقه 33، 41 و 41 درصد بود. اين در حالي است که در شرايط دي ‌اکسيد کربن غني شده (700 ميکرومول در مول)، غلظت کاروتنوئيد در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد (85/2 ميلي‌مولار) در ژنوتيپ فجر به ترتيب 50، 87 و 37 درصد، در ژنوتيپ حسني 20، 20 و 30 درصد، در ژنوتيپ شيرودي 50، صفر و 78 درصد و در ژنوتيپ طارم منطقه صفر، 42- و 14 درصد بود (جدول 4-9).
با افزايش غلظت دي اکسيد کربن غلظت کاروتنوئيد در ژنوتيپ هاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه در سطح غلظت نيتروژن 712/0 ميليمولار به ترتيب 20-، 200، 200 و 5/12- درصد، در سطح 42/1 ميلي مولار صفر، 36-، 16 و 53- درصد و در سطح 85/2 ميليمولار 33-، 9-، 27 و 17 درصد و در سطح 79/3 ميليمولار 10، 160، 39 و 6- درصد تغيير يافت (جدول 4-9).
به عبارت ديگر بيشترين تغيير پذيري (به صورت افزايشي) در اثر افزايش غلظت دي اکسيد کربن در سطح نيتروژن 712/0 ميلي مولار در ژنوتيپهاي حسني و شيرودي و در سطح 79/3 ميليمولار در ژنوتيپ حسني مشاهده شد. همچنين بيشترين کاهش غلظت کاروتنوئيد در ژنوتيپ طارم منطقه مربوط به سطح 42/1 ميليمولار بود.
4-2-5- حجم ريشه
اثر غلظت دي اکسيد کربن بر حجم ريشه از نظر آماري معني‌دار نبود (جدول 4-7). ميانگين حجم ريشه در شرايط معمول و غني شده دي اکسيد کربن 424/0 سانتي متر مکعب در بوته بود (جدول 4-8).
غلظت نيتروژن محلول غذايي اثر معنيداري بر حجم ريشه از لحاظ آماري نداشت (جدول 4-7). با اين حال حجم ريشه در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميليمولار نسبت به سطح شاهد (85/2 ميليمولار) به ترتيب 5، 2 و 12 درصد کاهش يافت (جدول 4-8).
اثر ژنوتيپ بر حجم ريشه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). مقادير حجم ريشه در ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه به ترتيب 323/0، 572/0، 434/0 و 368/0 سانتيمتر مکعب در بوته بود. همچنين تفاوت بيشترين مقدار حجم ريشه در ژنوتيپ حسني نسبت به کمترين مقدار در ژنوتيپ فجر ، 43 درصد بود (جدول 4-8).
برهمکنش اثرات نيتروژن و ژنوتيپ بر حجم ريشه در سطح احتمال پنج درصد از نظر آماري معني‌دار بود (جدول 4-7). حجم ريشه در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد (85/2 ميلي‌مولار) در ژنوتيپ فجر به ترتيب 7-(16%)، 20-(47%) و 11-(26%)، در ژنوتيپ حسني به ترتيب صفر(صفر%)، 5+(9%) و 2+(4%)، در ژنوتيپ شيرودي به ترتيب 7+(19%)، 22+(61%) و صفر(صفر%)، و در ژنوتيپ طارم منطقه به ترتيب 12-(25%)، 13-(27%) و 17-(36%) واحد بر حسب سانتيمتر مکعب در بوته تغيير يافت (جدول 4-9).
برهمکنش اثرات سه گانه غلظت دي اکسيد کربن، نيتروژن و ژنوتيپ بر حجم ريشه در سطح احتمال پنج درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). در شرايط غلظت معمول دي اکسيد کربن، حجم ريشه در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد (85/2 ميلي‌مولار) در ژنوتيپ فجر به ترتيب 36-، 68- و 15- درصد، در ژنوتيپ حسني 11، 18- و صفر درصد، در ژنوتيپ شيرودي 14، 55 و 26 درصد، و در ژنوتيپ طارم منطقه 5، 2 و 25- درصد بود. اين در حالي است که در شرايط دي ‌اکسيد کربن غني شده (700 ميکرومول در مول)، حجم ريشه در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد در ژنوتيپ فجر به ترتيب 21، 9- و 30- درصد، در ژنوتيپ حسني 9-، 36 و 9 درصد، در ژنوتيپ شيرودي 23، 65 و 21- درصد، و در ژنوتيپ طارم منطقه 48-، 50- و 23- درصد تغيير يافت (جدول 4-9).
با افزايش غلظت دي اکسيد کربن ميزان تغيير حجم ريشه در ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه در سطح غلظت نيتروژن 712/0 ميليمولار به ترتيب 33، 18-، 22 و 34- درصد بود. اين مقادير در سطح 42/1 ميليمولار به ترتيب 88، 66، 19 و 33- درصد و در سطح 85/2 ميليمولار به ترتيب 5/30-، صفر، 12 و 35 درصد و در سطح 79/3 ميليمولار به ترتيب 43-، 10، 30- و 5 درصد بود.
به عبارت ديگر در ژنوتيپ فجر با افزايش غلظت دي اکسيد کربن حجم ريشه در سطوح پايين نيتروژن (712/0 و 42/1 ميليمولار) افزايش ولي در سطوح بالا (85/2 و 79/3 ميليمولار) کاهش يافت. عکس روند فوق در ژنوتيپ طارم منطقه مشاهده شد. افزايش دي اکسيد کربن در کليه سطوح نيتروژن به استثناي سطح 79/3 ميليمولار موجب افزايش حجم ريشه شد. در ژنوتيپ حسني در سطح نيتروژن 712/0 ميليمولار حجم ريشه کاهش ولي در سطح 42/1 ميليمولار افزايش نشان داد.
4-2-6- سهم ريشه از وزن خشک کل گياه
اثر غلظت دي اکسيد کربن بر سهم ريشه از وزن خشک کل گياه در سطح احتمال پنج درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). افزايش غلظت دي اکسيد کربن نسبت به شرايط معمول باعث کاهش 1/11 درصدي سهم ريشه از وزن خشک کل شد (جدول 4-8). اندام هوايي اولين دسترسي را به دي اکسيد کربن، نور و ساير عوامل اقليمي دارد؛ در حالي که ريشهها اولين دسترسي را به نيتروژن، آب و ساير عوامل خاکي دارند [20]. در نتيجه با افزايش غلظت دي اکسيد کربن رشد اندام هوايي نسبت به ريشه بيشتر بود و باعث کاهش سهم ريشه از وزن خشک کل شد. روگرس و همکاران (1996) بيان داشتند که با افزايش غلظت دي اکسيد کربن پاسخ نسبت وزن خشک ريشه به اندام هوايي بستگي به نوع گياه، تامين مواد غذايي و ديگر عوامل آزمايشگاهي دارد. ايشان بيان داشتند که نيتروژن زياد، دماي پايين و بالا باعث کاهش اين نسبت و شرايط کمبود نيتروژن و دماي مطلوب باعث افزايش اين نسبت ميشود [65].
اثر غلظت نيتروژن محلول غذايي بر سهم ريشه از وزن خشک کل گياه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). سهم ريشه در سطوح نيتروژن 712/0 و 42/1 ميلي‌مولار نسبت به سطح شاهد (85/2 ميلي‌مولار) به ترتيب 3/51 و 1/21 درصد افزايش و در سطح 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد، 5/7 درصد کاهش نشان داد (جدول 4-8). به طور کلي فراواني نيتروژن براي رشد قسمت هوايي مطلوب است ولي موجب محدوديت رشد ريشه ميشود [20].
اثر ژنوتيپ بر سهم ريشه از وزن خشک کل گياه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). مقادير سهم ريشه از وزن خشک کل گياه در ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و زارم منطقه به ترتيب 5/13، 4/13، 9/16 و 66/9 درصد بود. همچنين تفاوت بيشترين ميزان سهم ريشه در ژنوتيپ شيرودي نسبت به کمترين ميزان در ژنوتيپ طارم منطقه، 43 درصد بود (جدول 4-8).
4-2-7- وزن خشک گياه
اثر غلظت دي اکسيد کربن بر وزن خشک گياه (اندام هوايي، ريشه و کل گياه) از نظر آماري معني‌دار نبود (جدول4-7). با اين حال ميزان افزايش وزن خشک اندام هوايي و کل گياه در شرايط دي اکسيد کربن غني شده در مقايسه با شرايط معمول به ترتيب حدود 7 و 6 درصد بود (جدول 4-8). عملکرد ماده خشک گياهان زراعي نتيجه جذب خالص دي اکسيد کربن در طول رشد گياه ميباشد [20]. عموما افزايش دي اکسيد کربن نرخ فتوسنتز و رشد گياه را تحريک ميکند [57]. روي و همکاران (2012) نشان دادند که در شرايط افزايش غلظت دي اکسيد کربن تا سطح 550 ميکرومول در مول، تجمع ماده خشک در تمام مراحل رشد برنج به طور معني داري افزايش يافت [66]. همچنين شيمونو و همکاران (2013) بيان داشتند افزايش غلظت دي اکسيد کربن تا سطح 200 ميکرومول در مول بيشتر از غلظت معمول آن عملکرد زيست توده برنج را 27 درصد افزايش داد که اين افزايش عمدتا در نتيجه توليد پنجه بيشتر در اين شرايط بود [71]. گراف و همکاران (2006) با بررسي 44 مطالعه بر روي رشد ريشه بيان داشتند که افزايش دي اکسيد کربن به طور ميانگين وزن ريشه را 28 درصد افزايش داده است [43]. از جمله دلايل افزايش در وزن خشک گياه در اثر افزايش غلظت دي اکسيد کربن به افزايش فتوسنتز و سطح برگ ميتوان اشاره کرد [26].
اثر غلظت نيتروژن محلول غذايي بر وزن خشک اندام هوايي، ريشه و کل گياه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). وزن خشک اندام هوايي در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد ( 85/2 ميلي‌مولار) به ترتيب 3/39، 1/19 و 12 درصد کاهش نشان داد (جدول 4-8). ميزان وزن خشک کل زيست توده در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد به ترتيب حدود 35، 16 و 12 درصد کاهش يافت (جدول4-8). کاربرد نيتروژن موجب افزايش تجمع ماده خشک در بخش رويشي گياه ميشود. نيتروژن باعث افزايش ارتفاع، محتواي کلروفيل، ميزان پروتئين‌هاي محلول و در نتيجه ايجاد پتانسيل بيشتر در عملکرد محصولات زراعي ميشود [56]. البته لازم به ذکر است ميزان اين افزايش تا يک سطح معيني در گياه رخ ميدهد و بعد از آن افزايشي در وزن خشک گياه ديده نميشود.
وزن خشک ريشه در سطوح نيتروژن 712/0 و 79/3 نسبت به شاهد (85/2 ميلي‌مولار) به ترتيب 5/2 و 15 درصد کاهش نشان داد، در حالي که سطح 42/1 ميلي‌مولار نسبت به شاهد 5 درصد افزايش نشان داد (جدول4-8). افزايش وزن خشک ريشه در غلظت 42/1 ميلي‌مولار براي دستيابي ريشه به نيتروژن محلول غذايي بوده است، در حالي که کمبود نيتروژن در سطح 712/0 ميلي‌مولار نتوانست شرايط رشد ريشه را مانند سطح 42/1 ايجاد کنند. احتمالا کاهش وزن خشک ريشه در سطح 79/3 ميليمولار به دليل افزايش سطح نيتروژن محلول غذايي و ايجادشرايط سميت آمونيومي براي ريشه بوده است. چن و همکاران (2013) بيان داشتند سطوح بالاي آمونيوم محلول غذايي به عنوان عامل بازدارنده توسعه طول و سطح ريشه عمل ميکند [34].
اثر ژنوتيپ بر وزن خشک اندام هوايي، ريشه و کل گياه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-7). مقادير وزن خشک ريشه در ژنوتيپهاي فجر،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید