هوايي در ژنوتيپهاي شيرودي و فجر به ترتيب 987/0 و 376/0 بود (جدول 4-16).
4-3-9- سهم ريشه از وزن خشک کل
اثر غلظت دي اکسيد کربن بر سهم ريشه از وزن خشک کل از نظر آماري معني دار نبود (جدول 4-13). با اين حال با افزايش غلظت دي اکسيد کربن محيط سهم ريشه کاهش 8 درصدي نشان داد (جدول 4-15).
اثر غلظت نيتروژن محلول غذايي بر سهم ريشه در سطح احتمال پنج درصد از نظر آماري معني‌دار بود (جدول 4-13). سهم ريشه در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 ميلي‌مولار نسبت به سطح شاهد (85/2 ميلي‌مولار) به ترتيب 25، 13/1 و 86/3 درصد افزايش يافت (جدول 4-15). اندام هوايي اولين دسترسي را به دي اکسيد کربن، نور و ساير عوامل اقليمي دارد؛ در حالي که ريشهها اولين دسترسي را به نيتروژن، آب و ساير عوامل خاکي دارند [20]. در شرايط کمبود نيتروژن، شرايط براي رشد ريشه مطلوب‌تر از اندام هوايي است و کاهش غلظت نيتروژن محلول غذايي باعث افزايش سهم ريشه از وزن خشک کل گياه شد.
اختلاف معني‌داري بين سهم ريشه از وزن خشک کل ژنوتيپها در سطح احتمال يک درصد وجود داشت (جدول 4-13). سهم ريشه از وزن خشک کل ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه به ترتيب 6/15، 8/10، 5/11 و 64/7 درصد بود. همچنين تفاوت بيشترين مقدار سهم ريشه در ژنوتيپ فجر با کمترين مقدار در ژنوتيپ طارم منطقه، 51 درصد بود (جدول 4-15).
4-3-10- کارايي مصرف نيتروژن
اثر غلظت دي اکسيد کربن بر کارايي مصرف نيتروژن در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-13). کارايي مصرف نيتروژن در شرايط دي اکسيد کربن غني شده، 11 درصد بيشتر از شرايط معمول بود (جدول 4-16). کارايي فتوسنتزي نيتروژن که اسيميلاسيون دي اکسيد کربن به ازاي واحد نيتروژن برگ تعريف ميشود، با افزايش غلظت دي اکسيد کربن افزايش مييابد [54]. پانگ و همکاران (2006) نيز بيان کردند با افزايش 200 ميکرومول در مول بالاتر از غلظت کنوني دي اکسيد کربن، کارايي مصرف نيتروژن افزايش يافت [62].
اثر غلظت نيتروژن محلول غذايي بر کارايي مصرف نيتروژن در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود (جدول 4-13). کارايي مصرف نيتروژن در سطوح نيتروژن 712/0 و 42/1 ميلي‌مولار نسبت به شاهد (85/2 ميلي‌مولار) به ترتيب 28 و6 درصد افزايش يافت. در حالي که سطح 79/3 ميلي‌مولار با شاهد تفاوت معني‌داري نداشت (جدول 4-16). حکيم و همکاران (2012) نيز بيان داشتند کارايي مصرف نيتروژن در گياه برنج با افزايش سطح نيتروژن در محلول غذايي کاهش مي‌يابد [45]. حسيني و همکاران (1392) در آزمايش خود بر روي گندم نشان دادند که کارايي مصرف نيتروژن در سطوح نيتروژن 90، 180 و 270 کيلوگرم در هکتار نسبت به سطح شاهد بدون کاربرد کود به ترتيب 15، 33 و 43 درصد کاهش يافت. همچنين ايشان بيان داشتند،کاهش کارايي مصرف نيتروژن با افزايش سطح نيتروژن به اين دليل است که رابطهي بين مصرف کود نيتروژن و افزايش عملکرد خطي نميباشد. به عبارت ديگر با افزايش کاربرد کود نيتروژن به همان ميزان عملکرد بهبود نمييابد [10]. لي و همکاران (2012) دليل کاهش کارايي مصرف نيتروژن در غلظتهاي بالاي نيتروژن را کاهش فعاليت روبيسکو و کاهش کارايي مصرف نيتروژن فتوسنتزي بيان کردند [56].
بين ژنوتيپها از لحاظ کارايي مصرف نيتروژن اختلاف معني‌داري در سطح احتمال يک درصد وجود داشت (جدول 4-13). کارايي مصرف نيتروژن ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه به ترتيب 40، 7/36، 33 و 1/34 بود. همچنين تفاوت بيشترين ميزان کارايي مصرف نيتروژن در ژنوتيپ فجر با کمترين مقدار در ژنوتيپ شيرودي ، 5/17 درصد بود (جدول 4-16). حکيم و همکاران (2012) بيان داشتند، مصرف نيتروژن تجمع ماده خشک را نسبت به شرايط نيتروژن پايين افزايش ميدهد و بين ارقام از لحاظ کارايي نيتروژن تنوع زيادي ديده ميشود [45].
برهمکنش بين اثرات غلظت دي اکسيد کربن و نيتروژن در سطح احتمال پنج درصد بر کارايي مصرف نيتروژن معني‌دار بود (جدول 4-13). در شرايط دي اکسيد کربن معمول کارايي مصرف نيتروژن در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 نسبت به شاهد (85/2 ميليمولار) به ترتيب 18+، 16+ و 5- درصد تغيير يافت. در حالي که در شرايط دي اکسيد کربن غني شده کارايي مصرف نيتروژن در سطوح نيتروژن 712/0، 42/1 و 79/3 نسبت به شاهد به ترتيب 26+، 3- و 6+ درصد تغيير نشان داد (شکل 4-14). افزايش کارايي مصرف نيتروژن در شرايط دي اکسيد کربن غني شده را مي توان به دليل کاهش غلظت نيتروژن بافت گياهي دانست. به عبارت ديگر با افزايش غلظت دي اکسيد کربن کارايي مصرف نيتروژن در غلظتهاي 712/0 و 79/3 ميليمولار نيتروژن محلول غذايي به ترتيب 17 و 25 درصد افزايش يافت. در حالي که تفاوت بين دو محيط با غلظت معمول و غني شده دي اکسيد کربن در سطوح 42/1 و 85/2 ميليمولار از نظر آماري معنيدار نبود.

شکل4-14- کارايي مصرف نيتروژن در سطوح مختلف نيتروژن محلول غذايي در شرايط معمول و غني شده دي اکسيد کربن
4-3-11- وزن خشک گياه
اثر غلظت دي اکسيد کربن بر وزن خشک اندام هوايي، ريشه و کل گياه از نظر آماري معني‌دار نبود (جدول 4-12). با اين حال در شرايط غني شده دي اکسيد کربن وزن خشک ريشه، اندام هوايي و کل گياه به ترتيب 18، 12 و 13 درصد کاهش يافت (جدول 4-15). شيمونو و همکاران (2009) نشان دادند با افزايش 200 ميکرومول در مول غلظت دي اکسيد کربن نسبت به غلظت معمول، وزن خشک کل و وزن خشک ريشه با افزايش دي اکسيد کربن افزايش يافت که اين افزايش در مراحل اوليه رشد بيشتر از مراحل انتهايي بود به طوري که در مراحل انتهايي رشد اين افزايش معني‌دار نبود [73]. با اين حال پاسخ گياهان به افزايش غلظت دي اکسيد کربن وابسته به برهمکنش با نور، دما، آب و رطوبت است [64]. بورکارت و همکاران (2000) بيان داشتند، کاهش نور کمتر از 300 ميکرومول بر متر مربع در ثانيه و دما کمتر از 18 درجه سانتي‌گراد در شرايط افزايش دي اکسيد کربن تا سطح 680 ميکرومول در مول، ميزان فتوسنتز در گندم بهاره را کاهش داد [31]. همچنين شيمونو و همکاران (2008) بيان داشتند افزايش عملکرد دانه ناشي از افزايش غلظت دي اکسيد کربن در دماي پايين کاهش مييابد [72]. در اين آزمايش، برداشت دوم با روزهاي ابري و برفي اوايل زمستان برخورد کرد و کاهش طول روز با کاهش ميزان نور همراه شد، و ميانگين حداقل دما 17 درجه سانتيگراد بود. همچنين کاهش ظرفيت رشد ريشه در محيط کشت و کاهش کارايي ريشه را ميتوان از جمله عوامل کاهش دهنده پاسخ ژنوتيپهاي برنج به افزايش غلظت دي اکسيد کربن دانست.
اثر نيتروژن بر وزن خشک اندام هوايي و کل گياه در سطح احتمال يک درصد معني‌دار بود در حالي که تغيير غلظت نيتروژن در محلول غذايي اثر معني داري بر وزن خشک ريشه نداشت (جدول4-12). ميزان وزن خشک کل گياه در سطوح نيتروژن 712/0 و 42/1 ميلي‌مولار نسبت به سطح شاهد (85/2 ميلي‌مولار) به ترتيب 22 و 3 درصد کاهش و در سطح 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد 4 درصد افزايش داشت. ميزان وزن خشک اندام هوايي در سطوح نيتروژن 712/0 و 42/1 ميلي‌مولار نسبت به سطح شاهد به ترتيب 24 و 4 درصد کاهش و سطح 79/3 ميلي‌مولار نسبت به شاهد 4 درصد افزايش يافت (جدول 4-15). حکيم و همکاران (2012) بيان داشتند، مصرف نيتروژن تجمع ماده خشک را نسبت به شرايط نيتروژن پايين افزايش ميدهد [45]. تيموريان و همکاران (1388) نشان دادند سطح نيتروژن 200 کيلوگرم نسبت به سطح 100 کيلوگرم در هکتار باعث افزايش13 درصدي در عملکرد بيولوژيک برنج شد [7].
بين ژنوتيپها از نظر وزن خشک ريشه، اندام هوايي و کل گياه در سطح احتمال يک درصد اختلاف معني‌داري وجود داشت (جدول 4-12).
وزن خشک کل گياه ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه به ترتيب 653/0، 16/1، 844/0 و 2/1 گرم بود. همچنين تفاوت بين بيشترين وزن خشک کل گياه در ژنوتيپ طارم با کمترين مقدار در ژنوتيپ فجر ، 5/45 درصد بود (جدول 4-15).
وزن خشک اندام هوايي ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه به ترتيب 555/0، 03/1، 749/0 و 11/1 گرم بود. همچنين تفاوت بين بيشترين مقدار وزن خشک اندام هوايي در ژنوتيپ طارم منطقه با کمترين مقدار در ژنوتيپ فجر ، 50 درصد بود (جدول 4-15).
وزن خشک ريشه ژنوتيپهاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه به ترتيب 098/0، 125/0، 094/0 و 091/0 گرم بود. همچنين تفاوت بين بيشترين وزن خشک ريشه در ژنوتيپ حسني با کمترين مقدار در ژنوتيپ طارم منطقه، 2/27 درصد بود (جدول 4-15).
تيموريان و همکاران (1388) نيز در مطالعه خود بر روي ژنوتيپهاي طارم، شفق و هيبريد GRH1 نشان دادند که تفاوت بيشترين مقدار عملکرد بيولوژيک (هيبريد) با کمترين مقدار (طارم) 7/22 درصد بود [7].
اثر برهمکنش بين دي اکسيد کربن و نيتروژن محلول غذايي بر وزن خشک ريشه در سطح احتمال پنج درصد معني دار بود (جدول 4-12). وزن خشک ريشه در شرايط غلظت معمول دي اکسيد کربن تا غلظت 79/3 ميلي‌مولار نيتروژن محلول غذايي افزايش داشت. در حالي که در شرايط دي اکسيد کربن غني شده با افزايش سطوح نيتروژن محلول غذايي وزن خشک ريشه تغيير معني‌داري نداشت (جدول 4-17).
اثرات سه گانه دي اکسيد کربن، نيتروژن و ژنوتيپ بر وزن خشک کل گياه در سطح احتمال پنج درصد معني دار بود (جدول 4-12). وزن خشک ژنوتيپ فجر در شرايط معمول دي اکسيد کربن با افزايش سطوح نيتروژن محلول غذايي روندي افزايشي داشت. در حالي که در شرايط دي اکسيد کربن غني شده با افزايش سطوح نيتروژن ابتدا روندي افزايشي و سپس روندي کاهشي نشان داد. در شرايط دي اکسيد کربن معمول پاسخ وزن خشک ژنوتيپ حسني به سطوح نيتروژن محلول غذايي با افزايش نيتروژن ابتدا روندي افزايشي و سپس کاهشي داشت. در حالي که در شرايط دي اکسيد کربن غني شده با افزايش سطوح نيتروژن روندي افزايشي مشاهده شد (شکل 4-15).
پاسخ وزن خشک ژنوتيپ شيرودي به سطوح نيتروژن محلول غذايي در شرايط دي اکسيد کربن معمول و غني شده ابتدا افزايشي و سپس روندي کاهشي نشان داد. پاسخ ژنوتيپ طارم در شرايط دي اکسيد کربن معمول و غني شده به سطوح نيتروژن محلول غذايي روندي افزايشي داشت. مقادير وزن خشک ژنوتيپهاي شيرودي و طارم در تمامي سطوح نيتروژن به غير از سطح 712/0 ميلي‌مولار در شرايط دي اکسيد کربن غني شده کمتر از شرايط معمول بود (جدول4-17).

شکل 4-15- پاسخ وزن خشک اندام هوايي ژنوتيپهاي مورد آزمايش به سطوح مختلف نيتروژن محلول غذايي در شرايط معمول (360 ميکرومول در مول) و غني شده دي اکسيد کربن (700 ميکرومول در مول) در برداشت دوم.
با افزايش غلظت دي اکسيد کربن در سطح غلظت نيتروژن 712/0 ميليمولار ميزان تغيير وزن خشک کل در ژنوتيپ هاي فجر، حسني، شيرودي و طارم منطقه به ترتيب 32، 17-، 8- و 3 درصد بود. اين مقادير در سطح 42/1 ميلي مولار به ترتيب 58، 16-، 26- و 5- درصد و در سطح 85/2 ميليمولار به ترتيب 2-، 18-، 33- و 15- درصد و در سطح 79/3 ميليمولار به ترتيب 45-، 22، 35- و 27- درصد بود.
به عبارت ديگر با افزايش غلظت دي اکسيد کربن ژنوتيپ فجر در سطوح پايين نيتروژن (712/0 و 42/1 ميلي مولار) افزايش و در سطح 79/3 ميليمولار کاهش نشان داد. در حالي که در ژنوتيپ حسني در سطح 79/3 ميلي مولار افزايش مشاهده گرديد. ژنوتيپهاي شيرودي و طارم منطقه در سطوح بالاي نيتروژن کاهش بيشتري را در وزن خشک نسبت به سطوح پايينتر نشان دادند.
وزن خشک اندام هوايي همبستگي قوياي با سطح برگ (**79/0 r=) و شاخص سبزينگي (**78/0 r=) و همبستگي متوسطي با وزن خشک ريشه (**49/0 r=) و غلظت نيتروژن اندام هوايي (*37/0 r=) داشت (جدول 4-11). در شرايط دي اکسيد کربن غني شده (700 ميکرومول در مول) نسبت به معمول (360

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید