1-1- فساد …2
1-2- اداره3
1-3- فساد اداری .3
1-4- واژگان مترادف فساد در قرآن و حدیث4
1-5- مفهوم اصطلاحی فساد اداری در قرآن و حدیث8
1-6- فساد اداری، تخلف اداری و جرم اداری9
1-7- فساد اداری، ماهیت قانونی یا اخلاقی؟10
1-8- نسبت دین و فساد اداری11
1-9- پیشینه فساد اداری12
1-10- سابقه پژوهش های انجام شده13
1-11- ضرورت انجام پژوهش16
1-12- اهداف پژوهش17
1-13- سوالات پژوهش17
1-14- روش انجام پژوهش18
1-15- محدودیت‌های پژوهش18
فصل دوم: حوزه های مطالعه فساد اداری و انواع آن19
مقدمه20

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-1- حوزه های مطالعه فساد اداری20
2-1-1- حاکمیت20
2-1-2- اصلاحات اجتماعی21
2-1-3- مصادیق فساد اداری25
2-1-3-1- ارتشاء25
2-1-3-2- اختلاس29
2-1-3-3- قبیله گرایی31
2-1-3-4- تقلب و تزویر34
2-1-3-5- اسراف37
2-1-4- مصادیق مفسدان اداری38
2-2- انواع فساد اداری42
2-2-1- فساد تصادفی- فساد نظام مند43
2-2-2- فساد خرد- فساد کلان44
2-2-3- فساد سیاه- فساد خاکستری- فساد سفید44
2-2-4- فساد سیاسی44
2-2-5- فساد اقتصادی و مالی45
2-3- بررسی انواع فساد اداری در قرآن و حدیث45
2-3-1- فساد فردی و تصادفی در مقابل فساد سازمان یافته و نظام مند46
2-3-2- فساد خرد- فساد کلان48
2-3-3- فساد سیاه- فساد خاکستری- فساد سفید50
2-3-4- فساد سیاسی52
2-3-5- فساد اقتصادی و مالی56
فصل سوم: عوامل پدید آورنده فساد اداری59
مقدمه60
3-1- عوامل فساد اداری در مطالعات مدیریت60
3-2- عوامل فساد اداری از دیدگاه قرآن و حدیث64
3-2-1- عوامل شخصی64
3-2-1-1- تأمین نیازهای زیستی65
3-2-1-2- کسب منزلت و قدرت68
3-2-1-3- فزون خواهی و رفاه طلبی71
3-2-1-4- فقدان ایمان و عدم التزام به اصول شرعی74
3-2-2- عوامل اقتصادی76
3- 2-3- عوامل فرهنگی و اجتماعی81
3-2-4- عوامل قضایی86

3-2-5- عوامل سیاسی و اداری88
فصل چهارم: راهکارهای مقابله با فساد اداری94
مقدمه:95
4-1- راهکارهای مبتنی بر اخلاق96
4-1-1- اخلاق فردی96
4-1-2- اخلاق اجتماعی100
4-2- راهکارهای مبتنی بر قانون105
4-2-1- راهکارهای سیاسی و اداری106
4-2-1-1- تعادل در عدم تمرکز اداری106
4-2-1- 2- اصلاحات ساختاری108
4-2-1-3- برکناری عناصر فاسد109
4-2-1-4- دقت درگزینش کارگزاران111
4-2-1-5- برخورداری مدیران از قدرت مرجعیت113
4-2-1-6- حفظ شئون و ارتقاء منزلت کارکنان114
4-2-1-7- برقراری نظام تشویق و تنبیه مناسب116
4-2-1-8- نظارت و بازرسی118
4-2-2- راهکارهای اقتصادی120
4-2-3- راهکارهای فرهنگی124
4-2-4- راهکارهای قضایی125
نتیجه گیری129
منابع131
چکیده انگلیسی141

فهرست شکل ها

شکل شماره(2-1) رابطه فساد اداری با قانون و اخلاق11
شکل شماره(2-2) رابطه فساد اداری با دین، اخلاق و قانون12

فصل اول
مفاهیم و کلیات پژوهش

1-1- فساد در لغت
فساد در لغت به معنای تباهی، پوسیدگی، فتنه و آشوب، ظلم، لهو و لعب می‌باشد(عمید، 1381،ج 3 ،ص916). در زبان عربی اینگونه تعریف شده است: الفسادُ خروج الشیء عن الاعتدال، قلیلاً کان او کثیراً و یضاده الصّلاح و یستعمل ذلک فی النّفس و البدن و الاشیاء الخارجه عن الاستقامه(راغب اصفهانی، 1412، ج 1 ، ص636). فساد، خارج شدن شیء از حالت اعتدال است؛کم باشد یا زیاد و نقطه مقابل آن صلاح است. فساد در نفس، بدن و چیزهایی که از اعتدال خارج می‌شوند؛کاربرد دارد.
الفسادُ نقض الصّلاح، فَسَدَ فَسُدَ و فَسِدُ، وفَسُدَ فساداً وفسوداً… والمفسده خلاف المصلحه، والاستفساد خلاف الاستصلاح(ابن منظور، 1414، ج 33 ، ص 35). فساد، ضد و مخالف صلاح است و از سه باب فَسَدَ، یفسُدُ و یفسِدُ و فَسُدَ با مصدر فساد و فسود آمده است. مفسده خلاف مصلحت و استفساد خلاف استصلاح است.
اهل لغت، فساد را در مقابل صلاح و إفساد را درمقابل إصلاح قرار داده اند. إفساد، یعنی پدید آوردن تباهی و نابسامانی(قرشی،1371، ج 5، ص 174) و إصلاح یعنی سامان بخشی و زدودن فساد و تباهی.
از آنجا که اشیاء با اضداد خود بهتر شناخته می‌شوند؛ برای درک مناسب تر مفهوم فساد، معنای صلاح را نیز اختصاراً بیان می‌کنیم:
الصّلاحُ ضدّ الفساد. و هما مختصان فی اکثر الاستعمال بالافعال و قوبل فی القرآن تاره بالفساد وتاره بالسّیئه. قال تعالی: ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها( الاعراف/ 56) خلطوا عملاً صالحا وآخر سیئاً(التوبه/ 102)(راغب اصفهانی، 1412، ج1، ص489). صلاح، ضد فساد است و آن دو بیش تر جاها در افعال به کار برده شده اند. صلاح در قرآن، گاه در برابر فساد قرار گرفته است. همانند: ولاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها: و در زمین، پس از اصلاح آن فساد مکنید. و گاه در برابر سیّئه، همانند: خلطوا عملاً صالحاً وآخر سیئاً: کار شایسته را با (کاری) دیگر که بد است؛ درآمیخته اند.
1-2- مفهوم اداره
اداره: به معنای دور زدن، چرخاندن و داد و ستد کردن(مهیار، بی تا، ص 33) و اداریّ: صفت نسبی منسوب به اداره است. احتمالاً نظام رسمی هدایت عمومی یک جامعه را از آن جهت اداره گویند که امور مربوط به آن برای پیشبرد اهداف، دست به دست شده و با همکاری و هماهنگی گروهی صورت می‌پذیرد. زیرا “اداره به معنای عام، به کلیه فعالیت هایی اطلاق می‌شود که برای نیل به هدف(اهداف) خاصی نیاز به همکاری دارد”(فیضی، 1388، ج 1، ص 5). به عبارت دیگر، اداره به مفهوم رهبری و گرداندن تشکیلات اجرایی و اداری است؛ هم از این نظر که چه چیزی و چگونه باید انجام پذیرد و هم از این لحاظ که چه کسانی باید آن را به انجام برسانند(محمدی، 1385، ص 22). سخن گفتن از اداره و مدیریت، در زندگی گروهی و اجتماع معنا می‌یابد. هرچه بر گستردگی امور و پیچیدگی روابط اجتماعی افزوده شود؛ اداره نیز فنّی و دشوار خواهد بود. در گذشته اداره جوامع ساده و آسان بوده است؛ اما امروزه بر اثر پیشرفت بشر و تحول جوامع، اداره به یک موضوع کلان، پیچیده و تخصصی تبدیل شده که افزون بر رشته مدیریت، شاخه های متعدد علوم انسانی، متکفل تبیین و توسعه بخشی از مسائل مدیریت و اداره جامعه شده اند.
1-3- فساد اداری در اصطلاح مدیریت
فساد به طور کلی به حادثه‌ای اطلاق می‌شود که در آن دگرگونی شئ به حدی می‌رسد که دیگر نمی‌توان آن را بدان نام نامید و یا شناسایی کرد(لطیفی،1380، ص 368). معادل انگلیسی فساد corruption از ریشه فعل لاتین rumpere به معنای شکستن می‌باشد. بنابراین در فساد چیزی می‌شکند یا نقض می‌شود. این چیز ممکن است رفتار اخلاقی یا شیوه قانونی یا غالباً مقررات اداری باشد(صفری و نائبی، 1380،ص 145). تعاریف متعددی از فساد اداری به عمل آمده است که از قرابت معنایی بالایی با یکدیگر برخوردارند. به عنوان مثال: فساد یکی از مظاهر رفتار ضد اجتماعی است که مزایایی را خارج از قاعده و برخلاف هنجارهای اخلاقی و قانونی به مرتکبین خود می‌دهد و در مقابل قدرت بهبود شرایط زندگی سایرین را تضعیف می‌نماید(ربیعی، ????، ص 29). فساد اداری به مجموعه‌ی رفتارهای آن دسته از کارکنان بخش عمومی اطلاق می‌شود که در جهت منافع غیر سازمانی، ضوابط و عرف پذیرفته شده را نادیده می‌گیرند(هانتینگتون، 1370، ص 90 ؛کلیتگارد، 1375، ص 35). فساد اداری شامل فروش آراء حقوقی، تصمیمات اداری یا قانونی یا مقامات دولتی می‌شود. پرداخت پنهانی به شکل هدیه، هزینه دستمزد، استخدام، کمک به خویشاوندان، نفوذ اجتماعی یا هر گونه رابطه‌ای که منافع عمومی و رفاه آن را مختل سازد؛ چه حاکی از پرداخت یا عدم پرداخت پول باشد؛ معمولاً به عنوان فساد شناخته می‌شود(ذاکر صالحی، 1391، ص 14). بر اساس تعریف بانک جهانی و سازمان شفافیت بین المللی، فساد اداری عبارتست از “سوء استفاده از اختیارات دولتی(قدرت عمومی) برای کسب منافع شخصی(خصوصی) و این تعریف مورد توافق عمومی در جهان می‌باشد”(عباس زادگان، 1389، ص 15).
1-4- واژگان مترادف فساد در قرآن و حدیث
کلمه فساد در آیات متعددی از قرآن کریم و همچنین احادیث معصومین(ع) به کار رفته است. واژگان قرآنی و حدیثی دیگری که مترداف و هم معنای این کلمه می‌باشند؛ وجود دارد که به منظور تعیین معنای فساد اداری، می‌بایست به آنها توجه شود. در ذیل برخی از این واژگان، به همراه شرحی مختصر بیان می‌گردد:
1-4-1-خَبلُ:
الخَبْلُ، بالتسکین: الفسادُ. ابن سیده: الخَبْل فساد الأَعضاء حتى لا یَدْری کیف یمشی فهو مُتَخَبِّل(ابن منظور،ج 11، ص 197). خَبل با سکون، به معنای فساد است. ابن سیده می‌گوید: خَبل فساد اعضاء بدن است بگونه‌ای که نداند چگونه راه برود، پس این شخص متخبَّل است.
طریحی در توضیح این واژه می گوید: قوله تعالى: لا یأْلُونَکُمْ خَبالًا(آل عمران/ 118) أی فسادا. و الخبال: الفساد. و یکون فی الأفعال و الأبدان و العقول(طریحی، 1375، ج‏5، ص362). در کلام خداوند متعال که می فرماید: آنها از هیچ شر و فسادى درباره شما کوتاهى نمى‏کنند؛ خبالاً به معنای فساد است. و خبال، معادل فساد است. و در کارها و بدن ها و عقل ها روی می‌دهد.
1-4-2- ثبوراً:
واژه قرآنی دیگری که عمدتاً توسط اهل لغت به معنای نابودی و خسران گرفته شده است؛ ثبوراً است:
لا تَدْعُوا الْیَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً کَثیراً(فرقان/ 14) امروز یک هلاک(خود) را نخواهید و بسیار هلاک(خود) را بخواهید. برخی ثبوراً را به فساد ترجمه و تعبیر نموده اند که البته معنای هلاکت و فساد بسیار به هم نزدیک است، راغب اصفهانی در ذیل این واژه می‌نویسد:
الثُّبُور: الهلاک و الفساد(راغب اصفهانی، 1412، ج 1، ص 171). ثبور یعنی نابودی و فساد.
1-4-3- دَخَل:
الدَّخَلُ: کنایه عن الفساد و العداوه المستبطنه، کالدّغل( راغب اصفهانی، 1412 ، ج 1، ص309). دَخَل کنایه از فساد و دشمنی پنهانی و درونی است؛ مانند حیله و نیرنگ.
در فرهنگی دیگر آمده است: الدخل: فالظاهر انّه فی الأصل صفه کحسن بمعنى ما یدخل من الخارج فی شی‏ء و هو فی الأغلب زائد عارض للشی‏ء، من عیب و نقص و زیاده. تَتَّخِذُونَ أَیْمانَکُمْ دَخَلًا بَیْنَکُمْ(النحل/ 92)(مصطفوی، 1360 ، ج 3، ص 185). و اما دَخَل ظاهر برآن است که این کلمه در اصل یک صفت است؛ مانند حَسَن. به معنای آنچه که از خارج وارد چیزی می‌شود و غالباً چیزی اضافه و عارض بر شیء است؛ از نوع عیب، نقص و زیادی. خدای تعالی می فرماید: اینگونه مباشید که قسم های خود را برای فریبکاری یکدیگر و فساد بکار گیرید.
1-4-4- فحشاء:
این واژه به معنای زشتی در عمل و گفتار و خروج از حق و اعتدال است. در زبان فارسی به جای کلمه فحشاء، فساد و به جای فاحشه، فاسد به کار می‌رود. در زبان عربی و زبان قرآن نیز میان این دو واژه، مانند همین نسبت برقرار است.
الفحش: معروف، و الفحشاء: اسم للفاحشه. و أفحش فی القول و العمل و کل أمر: لم یوافق الحق فهو فاحشه. و قوله تعالى: إِلَّا أَنْ یَأْتِینَ بِفاحِشَهٍ مُبَیِّنَهٍ(نساء/ 19)(فراهیدی، 1410، ج‏3، ص 96). فحش معروف و شناخته شده است و فحشاء اسم است برای زن زشتکار. و فعلِ زشتکاری کرد؛ در مورد گفتار و کردار می آید. و هر چیزی که موافق حق نباشد؛ فاحشه است. خدای تعالی می‌فرماید: مگر آن که(زنان) مرتکب زشتکاری آشکار شوند.
کلُّ سوءٍ جاوَز حدَّهُ فهو فاحِشٌ(طریحی، 1375، ج 4، ص 147). هر بدی که از حد خودش خارج شود، فاحش و زشتکاری است.
1-4-5- لاتعثَوا:
این واژه چه از ریشه عَثَی و چه عَیَثَ باشد؛ به معنای فساد است. در قرآن کریم آمده است: وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ(بقره/60) و در زمین به فساد نپردازید.
عثی یعثى فی الأرض عثیاً و عثیاناً: أفسد. عیث: عاث یعیث عیثاً. أی: أسرع فی الفساد. تقول: إنک لأعیث فی المال(طریحی، 1375، ج 2، ص321). از ریشه عثی، دو مصدر دارد: عثیاً و عثیاناً: به معنای فساد ایجاد کرد. و از ریشه عیث، مصدرش عیثاً است؛ به معنای شتاب در انجام فساد. چنانکه گویی: تو در مال فساد می‌کنی.
1-4-6- بَوار:
البَوَار: فرطُ الکساد: و لمّا کان فرط الکساد یؤدّی إلى الفساد کما قیل: کَسَدَ حتى فَسَدَ؛ عُبّرَ بالبوار عن الهلاک. یقال: بَارَ الشی‏ء یَبُورُ بَوَاراً و بَوْراً. قال عزّوجل: تِجارَهً لَنْ تَبُورَ(الفاطر/ 29)(راغب اصفهانی، 1412، ج 1، ص152). بوار معنایش شدت کساد است. و چون کساد موجب فساد است؛ چنانکه گویند: کسد حتّى فسد؛ لذا از هلاکت به بوار تعبیر شده است. خداوند متعال می‌فرماید: تجارتی که هرگز زیان و زوال نخواهد یافت.
گذشته از کلماتی که مترادف فساد هستند، برخی کلمات در فرهنگ قرآن وجود دارد که اهل لغت بطور واضح آن ها را در کنار فساد قرار نداده اند اما با اندک تأملی می‌توان دریافت که معنا و عملکرد مفهومی این واژگان تا چه اندازه به فساد نزدیک است. به همین دلیل این واژگان را نیز در ذیل همین عنوان بیان می داریم.
1-4- 7- إسراف:
السَّرَفُ: تجاوز الحدّ فی کلّ فعل یفعله الإنسان. وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النَّار(الغافر/ 43) أی المتجاوزین الحدّ فی أمورهم(راغب اصفهانی، 1412، ج 1،ص 407). سرف یعنی زیاده روی انسان از حدّ، در هر کاری که انجام می دهد. خداوند می فرماید: و اسرافکاران اهل آتش جهنم اند. اسرافکاران یعنی کسانی که در کارهای خود زیاده روی می‌کنند.‏
طریحی می گوید: قوله تعالى: وَ لا تُسْرِفُوا(الأنعام/141) الإسراف: أکل ما لا یحل. و قیل: مجاوزه القصد فی الأکل مما أحل الله. و قیل: ما أنفق فی غیر طاعه الله تعالى و فی حدیث الأصبغ بن نباته عن أمیر المؤمنین (ع) للمسرف ثلاث علامات: یأکل ما لیس له و یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له. در آیه 141 سوره انعام که خداوند متعال می‌فرماید: اسراف نکنید. اسراف، به معنای خوردن چیزی است که حلال نباشد. و گفته شده: تجاوز از اعتدال است؛ در خوردن آنچه که خداوند حلال کرده است. و نیز گفته اند: به معنای انفاق در راهی،جز راه اطاعت خداوند است. و در روایت اصبغ بن نباته از امام علی(ع) آمده است: شخص اسرافکار سه نشانه دارد؛ آنچه را که متعلق به او نیست؛ می‌خورد؛ خریداری می‌کند و می‌پوشد(طریحی، 1375، ج‏5، ص 69).
1-4- 8- ظلم:
الظُّلْمُ یقال فی مجاوزه الحقّ الذی یجری مجرى نقطه الدّائره، و یقال فیما یکثر و فیما یقلّ من التّجاوز، و لهذا یستعمل فی الذّنب الکبیر، و فی الذّنب الصّغیر( راغب اصفهانی،1412، ج 1، ص 537). ظلم یعنی خروج و تجاوز از حقی که دائر مدار یک محیط است. و به هرگونه تجاوز از حق، ظلم گفته می‌شود؛ چه کم باشد چه زیاد. و به همین دلیل هم به گناه بزرگ و هم به گناه کوچک، ظلم گفته می‌شود.‏
الظُّلْمُ: وَضْع الشی‏ء فی غیر موضِعه(ابن منظور، 1414، ج‏12، ص 373). ظلم، قرار دادن شیء در غیر مکان آن است.
و حتی به جهت قرابت معنایی بالایی که میان فساد و ظلم وجود دارد؛ می‌توان کلمات مترادف آن مانند تعدّی و بغی و نقطه مقابلش یعنی عدل و قسط را نیز در شبکه واژگان مرتبط با فساد گنجانیدکه به جهت وضوح معنای این کلمات از شرح آن ها خودداری می‌گردد.
1-5- مفهوم اصطلاحی فساد اداری در قرآن و حدیث
در توضیحات فوق، معنای لغوی فساد در متون دینی و در قالب شبکه‌ای از واژگان مترادف، مشخص گردید. در رابطه با مفهوم فساد اداری از منظر دینی نیز باید گفت که استعمال واژگان مذکور در حوزه های مرتبط با حکومت و اداره جامعه اسلامی، می‌تواند تعیین کننده این معنا باشد. اصولاً رعایت اعتدال در همه امور زندگی، از تعلیمات مهم اسلامی می باشد. خارج شدن از اعتدال، موجب انحراف از مسیر و هدر رفت ظرفیت های موجود در جهت تحقق اهداف مورد نظر می گردد. فساد در حوزه امور اداری جامعه نیز، خروج از اعتدال اخلاقی و نقض مسئولیت هایی است که به موجب قانون بر عهده کارکنان دولت گذارده شده است. این ناهنجاری ها در نهایت منجر به ضعف، ناکارآمدی و انحطاط نظام اداری و نیز موجب ایراد صدمه به سایر حوزه های مرتبط با آن می گردد. بر این اساس، بطورکلی می توان فساد اداری را با عطف به معنای لغوی آن در آیات و روایات، اینگونه تعریف نمود: تعدّی از اصول اخلاق اسلامی و نقض حدود الهی یا احکام حکومتی، در حوزه مسئولیت های مربوط به اداره جامعه اسلامی، به جهت تأمین منافع شخصی یا هر انگیزه دیگر، که موجب اخلال در کارایی نظام اداری و جامعه اسلامی گردد.
1-6- فساد اداری، تخلف اداری و جرم اداری
فساد اداری حالتی در نظام اداری است که در اثر تخلفات مکرر و مستمر کارکنان به وجود می‌آید و آن را از کارایی مطلوب و اثربخشی مورد نظر باز می‌دارد. در واقع تخلفات اداری زمینه‌ساز فساد اداری است. البته هر تخلفی باعث فساد اداری نمی‌شود؛ بلکه باید ویژگی‌های خاصی داشته باشد که مهمترین آنها مکرر بودن، ‌استمرار داشتن،‌ نهادینه بودن و تأثیر نسبتاً زیاد در سطوح مختلف سازمانی است. طبق ماده 8 قانون تخلفات اداری، 38 مورد از مصادیق تخلفات اداری شناخته شده است که با توجه به تعاریف فساد و مفهوم حقوقی فساد اداری، بعضی از موارد تخلف از مصادیق فساد اداری محسوب می‌شود(یزدانی؛ ربیع، 1389، ص 5).
مجازات های اداری نیز با تخلفات اداری در سرشت و ماهیت متفاوتند؛ زیرا هدف از تعقیب جزایی حمایت از منافع جامعه و قصد از تعقیب اداری، پاسداری از منافع سازمان و دستگاه اداری می‌باشد. با این وجود از شباهت های بسیاری با یکدیگر برخوردارند(ابوالحمد،1370، ص 299). به عبارت دیگر تخلفات اداری و جرائم جزائی، با یکدیگر رابطه عموم و خصوص من وجه دارند. به این معنا که برخی از جرائم جزائی که به واسطه آن، فرد محکومیت قضایی پیدا می‌کند؛ می‌تواند محکومیت اداری را هم به دنبال داشته باشد و هر تخلف اداری هم لزوماً جرم محسوب نمی شود؛ بلکه تنها بعضی از تخلفات اداری عنوان جزائی دارند(کریم زاده، 1386، ص86). بطور کلی در مورد ارتباط این سه اصطلاح با یکدیگر باید گفت که هرگاه تخلف اداری از حالت موردی و فردی خارج شود؛ فساد اداری، و هرگاه در قالب قوانین کیفری، برای آن مجازات تعیین گردد؛ جرم اداری خواهد بود. در این پژوهش به اعتبار هدف خود و به واسطه قرابت مفهومی و عملی اصطلاحات مذکور، هر سه به یک معنا در نظرگرفته شده و از تفاوت های جزئی آن ها صرف نظر گردیده است.
1-7- فساد اداری، ماهیت قانونی یا اخلاقی؟
فساد معمولا از جانب اعضای جامعه به عنوان یک عمل قبیح تعبیر می‌شود. یعنی یک کار زشت و ناپسند که ناخشنودی افراد را بر می‌انگیزد. بنابراین عمل قبیح یک عمل خلافی است که بیشتر از نظر هنجارها و ارزش های اجتماعی یا اخلاق جمعی، منفی تلقی می‌شود(رفیع پور، 1388،ص46). قانون را نیز می‌توان به ضابطه‌ای محکم، با ثبات و جامع که برای افراد جامعه منتشر شده و همه مردم آن را پذیرفته اند و خود را ملزم به اجرا و رعایت آن می‌دانند؛ تعریف کرد(هُس مر،1389،ص89). به نظر می‌رسد که الزامات قانونی منعکس کننده بسیاری از ارزش های مورد قبول شهروندان است و بین قانون و اخلاق یک فصل مشترک وجود دارد. اما حوزه ی اشتراک کامل نیست. قوانینی وجود دارند که از نظر اخلاقی خنثی و فاقد هر گونه محتوای اخلاقی هستند و برخی استانداردهای اخلاقی نیز فاقد هرگونه وجهه قانونی می‌باشند(هُس مر،1389،ص90). از آنجا که وجود عقاید، هنجارها و ارزش های انسان مقدم بر تدوین قوانین و پایه و اساس آن بوده است؛ می‌توان گفت که هر قانون در یک جامعه مدنی نماینده مجموعه باورهای اخلاقی اعضای آن جامعه در مورد مسئله‌ای خاص است؛ هر چند که نمی توان نقش فرایندهای سیاسی و اجتماعی را در سیر تدوین قوانین نادیده گرفت. با این وجود مسئله فساد از جمله مواردی است که در فصل مشترک اخلاق و قانون قرار می‌گیرد. به عبارتی موضوع فساد اداری هم از نظر اخلاق امری نکوهیده و منفور است و هم از نظر قانون، جرم تلقی شده و پیگرد قضایی و مجازات را به دنبال خواهد داشت.
شکل شماره(1-1) رابطه فساد اداری با قانون و اخلاق

1-8- نسبت دین و فساد اداری
در تحلیلی که گذشت، نتیجه این شدکه فساد هم موضوعی اخلاقی و هم جزائی است. حال باید دید که نسبت اخلاق و قانون با دین چگونه است؟ تا از این راه به نسبت فساد اداری و دین دست یافت. اخلاق و دین به مفهوم عام آن، با یکدیگر رابطه عموم و خصوص من وجه دارند. یعنی دارای یک فصل مشترک و همینطور فصول امتیاز و افتراقی از هم می‌باشند. زیرا ادیان علاوه بر پرداختن به مسائل اخلاقی که بخش عظیمی از تعلیمات آن ها را تشکیل می‌دهد؛ ناگزیر باید به مباحث اعتقادی و هستی شناسانه و تنظیم اعمال عبادی پیروان خود نیز بپردازند و در مقابل، اخلاقیات، درست در این موارد از دین جدا می‌شود و بالاتر از آن اینکه ممکن است برخی از آموزه های ادیان اصولاً با اخلاق سازگار نباشد. قانون نیز با دین نسبتی مشابه اخلاق دارد. یعنی برخی قوانین ممکن است از منشاء دینی برخوردار باشند و در برخی از ادیان نیز ممکن است تنها به اخلاق و عقاید اکتفا کرده و مبنایی برای تبدیل آموزه های خود به قانون رسمی نداشته باشند. اما در دین اسلام، رابطه اخلاق و قانون با دین از نوع عموم و خصوص مطلق می باشد، به این معنا که این دو از زیر مجموعه های دین به شمار می روند. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که در ادیانی همچون اسلام که در برگیرنده اخلاق و قانون هر دو می‌باشند و از آنجا که فساد اداری در فصل مشترک اخلاق و قانون قرار دارد؛ پس فساد اداری و برخورد با آن باید از مباحث مهم دینی به شمار آید. به عبارت دیگر یک مفسده اداری از دیدگاه دین، هم از نظر اخلاقی مذموم است و هم در حیطه قوانین دینی مورد تعقیب و مجازات قرار خواهد گرفت. به عنوان مثال در دین اسلام کسی که در امانت خیانت می‌کند یا اقدام به دزدی می‌نماید؛ از یک سو عمل وی به شدت از جانب دینداران مورد تقبیح و سرزنش قرار گرفته و از سوی دیگر می‌بایست حدود الهی متناسب با جرم وی به اجرا در آید.
قوانین دینی در حدود 500 آیه از قرآن کریم را به خود اختصاص داده و فقه پویای اسلام با استفاده از روایات، عقل و اجماع به تبویب، شرح و تفصیل این اصول، مطابق با نیازهای زمان پرداخته است. در هر جامعه‌ای که شرایط برای تشکیل حکومت اسلامی فراهم آید؛ این احکام، به عنوان قوانین آن کشور و یا اساس قوانین آن، به اجرا و عمل در می‌آید.

شکل شماره(1-2) رابطه فساد اداری با دین، اخلاق و قانون

1-9- پیشینه فساد اداری
فساد اداری با انواع و اشکال مختلف، قدمتی به اندازه ی تشکیل اولین حکومت ها دارد. به عبارتی فساد اداری همزاد قدرت است. معمولاً هرجا قانون و هنجاری برای اداره ی جامعه وضع گردیده یا پذیرفته شده است؛ سوء استفاده از قدرت برای نقض قانون و هنجار هم وجود داشته است. به گفته آقای لاتس از زمان هامورابی یعنی 1200سال قبل از مسیح فساد معمول بوده است(رفیع پور، 1388، ص23). بررسی قوانین کیفری تمدنهای باستانی به روشنی نشان می‌دهد که رشوه یک مسأله جدی در میان چینی ها، ژاپنی ها، رومی ها و آزتیزهای آمریکا تلقی می‌شده است. بطور کلی فساد در ادبیات انجیلی و باستان معضلی جدی بوده و در بیشتر دوران ها ی تاریخ یافت می‌شود؛ به ویژه موارد فساد قضایی، فراوان است (ذاکر صالحی،1391 ، ص‌25). در قرن چهاردهم متفکر جهان اسلام ابن خلدون نیز به مسئله فساد اداری توجه داشته و علت اصلی آن را علاقه شدید طبقه حاکم به زندگی تجملاتی عنوان می‌کند. به اعتقاد وی هزینه بالای تجملات، طبقه حاکم را وادار به توسل به فساد اداری می‌نموده است(بلالی و فرامرزی،1380، ص19). اسناد و مدارک نشان می‌دهد که از زمان های نه چندان دور، پرداخت و دریافت رشوه از رایج ترین مفاسد اداری در ایران به شمار می‌رفته است (رفیع پور، 1388، ص67 -57). از جمله کسانی که با این سنت ناپسند در دربار و طبقه حاکم به شدت مبارزه کرد؛ امیر کبیر بود. وی به این منظور از دو راه اقدام نمود اول ارتقاء سطح رفاه و زندگی مادی مردم و دیگری تعقیب و بازخواست کلیه عوامل فاسد و رشوه بگیر(بلالی و فرامرزی،1380، ص 21). متأسفانه در دوران حاضر نیز رشوه خواری، رانت خواری، اختلاس و … از مفاسد اداری هستند که هر از چندگاهی توجه مردم و مسئولین را به خود جلب می‌نمایند که به منظور مقابله با آن باید تدابیر جدی اندیشیده شود.
1-10- سابقه پژوهش های انجام شده
سابقه تاریخی توجه به فساد اداری و تحریک این دغدغه در نهادهای بین المللی بخصوص نهادهای پولی و اقتصادی به سال 1966 بر می‌گردد. در آن سال بود که افکار عمومی متوجه اظهاراتی شد که در اجلاس سالانه نهادهای مالی چندین ملیتی به وسیله مدیر عامل صندوق بین الملل پول مطرح شد و آن این بود که دولتها باید مقابله خود نسبت به فساد اداری و عدم تحمل آن را در اشکال مختلف به اثبات رسانده و نشان دهند. بخصوص در این ارتباط می‌توان اصطلاح رئیس بانک جهانی به عنوان سرطان فساد اداری را نام برد(یزدانی؛ ربیع، 1389، ص 3). در حال حاضر نیز کنفرانس بین‌المللی مبارزه با فساد، تحت نظارت شورای کنفرانس بین المللی شفاف سازی، عمده ترین اجلاس جهانی طرفدار مبارزه با فساد در عمل است. این کنفرانس از سال 1983 متخصصان و صاحب نظران مسائل مربوط به فساد را برای تبادل نظر و ارائه اطلاعات و یافته ها درباره مبارزه با فساد دور هم جمع می‌کند(عباس زادگان، 1389، ص 55). نتایج مطالعات این گردهمایی ها در سطح بین الملل مورد توجه و استفاده کشورهای مختلف قرار می‌گیرد. متاسفانه در کشور ما تنها پژوهش ها و مطالعات معدودی در باب این موضوع به عمل آمده است؛ از این میان سهم پژوهش های دینی و اسلامی نیز بسیار محدودتر و حتی انگشت شمار می باشد. از جمله کتاب های منتشر شده در زمینه فساد اداری در ایران، می توان به کتاب فساد اداری، اثر دکتر سید محمد عباس زادگان(1383) اشاره نمود، وی در کتاب خود به مباحثی نظیر؛ انواع فساد، پیامدهای فساد، معیارهای اندازه گیری فساد اداری، بررسی تجربه کشورها در مبارزه با فساد اداری، نظریه مدیریت یکپارچه در برخورد با فساد اداری وراهکارهای مبارزه با فساد اداری پرداخته و در پایان به این نتیجه می رسد؛ که مبارزه با فساد اداری، با شعار دادن تحقق نمی یابد و این کار مستلزم عزم ملی، خواست همگانی و جدیت دولت هاست.
کتاب سرطان اجتماعی فساد، تالیف دکتر فرامرز رفیع پور(1385) به مطالبی نظیر: تعریف و تحدید فساد، عوامل موثر در پیدایش فساد، قبح فساد و پیامد آن، فرهنگ فساد، فساد در بخش دولتی و خصوصی و بررسی مولفه های فساد در جامعه ایران پرداخته است. در پژوهش ایشان، مشخص شده است که فساد یک سرطان اجتماعی است که به آرامی و با مطبوعیت تمام وارد یک جامعه می شود؛ همه سطوح آن را فرا می گیرد و تار و پود یک نظام اجتماعی را متلاشی می کند. راه حل مقابله با این سرطان اجتماعی، یک عمل جراحی عمیق و همه جانبه می باشد؛ زیرا با انجام اقدامات سطحی و موضعی، این مسئله حادتر می شود.
دکتر غلامرضا ذاکر صالحی(1388) در پژوهش خود تحت عنوان راهبردهای مبارزه با فساد اداری، مباحثی از قبیل: آسیب شناسی فساد در ابعاد سیاسی، عوامل و زمینه های بروز و تشدید فساد اداری، پیامدها و زیان های فساد اداری، راهبردها و روش های مبارزه با فساد اداری را مورد مطالعه قرار داده اند.
دکتر علی ربیعی(1383) در کتاب زنده باد فساد، موضوعات مهم: سطوح فساد، توسعه سیاسی و فساد، فرهنگ و فساد، فساد و جنسیت، فساد، توسعه و توسعه نیافتگی و تاثیر فساد بر شکاف اجتماعی را مورد مطالعه قرار داده و در پایان، شیوه ارزیابی و گزینش استراتژی مبارزه با فساد و راهکارهای مبارزه با فساد در کشورهای جهان سوم را ارائه می نمایند.
علاوه بر کتب مذکور، پژوهش ها و مقالاتی مرتبط با این موضوع منتشر شده است که به لحاظ ساختار و محتوا بسیار به یکدیگر و نیز به کتب مذکور شباهت داشته، و عمده ارجاعات آنان نیز به تالیفات و آثار یکدیگر بوده است. محتوای غالب مقالات شامل: تعریف و تحدید فساد اداری، انواع و سطوح آن، عوامل موثر بر پیدایی فساد، سنجش مولفه های فساد در ایران و یا کشورهای توسعه نیافته، و در نهایت ارائه راهکارهای مبارزه با فساد اداری می باشد که از جمله این مقالات می توان به موارد زیر اشاره نمود: بررسی تطبیقی فساد اداری در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه از محسن فرهادی نژاد(1380)، بررسی نظری مسئله فساد اداری از اسماعیل بلالی و داود فرامرزی(1380)، تحلیل نهادی فساد اداری اثر دکتر محمد خضری(1384)، عوامل موثر در فساد اداری و راههای مبارزه با آن، دکتر احمد لطیفیان(1386)، تحلیلی بر رابطه بین سرمایه اجتماعی و فساد اداری، اثر مهدی خلف خانی( 1389) و …
از معدود مقالاتی هم که فساد اداری را از دیدگاه دینی و اسلامی، مورد بررسی قرار داده اند؛ می توان به مقاله مبارزه با فساد در حکومت علوی، از قربانعلی دری نجف آبادی(1379) و سیره حضرت علی(ع) در مبارزه با فساد اداری از ابو طالب خدمتی(1384) اشاره نمود. همانطور که ملاحظه می شود؛ این تحقیقات تنها فساد اداری در حکومت علوی را مورد پژوهش قرار داده اند و مطالعه این موضوع با رویکرد بر آیات و روایات اسلامی، از خلاء های پژوهشی در این حوزه به شمار می رود.
1-11- ضرورت انجام پژوهش
امروزه با توجه به تغییر ساختار سیاسی حکومت ها و ضرورت پاسخگویی به مردم، مبارزه با مفاسد اداری برای دولت ها از اهمیت بسزایی برخوردار است. اهمیت مسئله تنها به این مورد منحصر نمی شود بلکه فساد “سبب اتلاف منابع و سرمایه ها شده، مانع رشد رقابت مثبت و موجب خنثی شدن تلاش‌ها در جهت کاهش فقر و تبعیض اجتماعی می‌شود؛ از میزان اثربخشی و مشروعیت دولت بویژه سیستم قضایی آن می‌کاهد، هزینه معاملات را افزایش داده و مانع توسعه پایدار می‌گردد؛ سرمایه‌گذاری‌های انجام شده بر روی منابع انسانی را به هدر می‌دهد؛ فضائل اخلاقی را کمرنگ می‌سازد و در سازمان ارزش‌های منفی بوجود می‌آورد؛ موجب تضعیف اعتقاد مردم به توانایی و اراده سیاسی دولت برای جلوگیری از زیاده‌طلبی‌ها و نیز باعث قطع امید مردم به آینده‌ای بهتر می‌شود”(عباس زادگان،1389، ص 13). و به عبارت بهتر گسترش و تداوم فساد، شالوده یک نظام اجتماعی را به هم ریخته و زمینه های انحطاط و زوال آن و طمع ورزی و تسلط بیگانگان را فراهم می‌سازد. و در بعدی وسیع تر اگر فساد همه کشورهای جهان را در برگیرد؛ تمدن جدید نیز رو به افول خواهد رفت. به همین دلیل است که مسئله برخورد با فساد و بویژه فساد اداری، امروزه از دغدغه های بین الملی به شمار می‌رود و بحث مدیریت تطبیقی در مبارزه با فساد اداری به معنای “مطالعه سازمان ها در کشورها یا فرهنگ های مختلف” به وجود می‌آید(عباس زادگان،1389،ص40).
گر چه مسأله فساد اداری، جوامع گوناگون را می‏آزارد اما وجود آن در کشور ما به دلیل اسلامی بودن و داشتن حاکمیّت دینی نا پسندتر است و باید با این پدیده، مقابله جدّی و از گسترش آن جلوگیری شود که در غیر این صورت، آزادی، توسعه سیاسی و قانونگرایی و سرانجام مشروعیّت حاکمیّت به خطر می‏افتد؛ زیرا قوام جامعه و رشد و بالندگی آن در گرو مبارزه با فساد و ارتقاء روحیّه ضدّ فساد است. در دین مبین اسلام، موضوع فساد از اهمیت زیادی برخوردار است و مبارزه با این پدیده می‌تواند از مصادیق بارز اقامه قسط و عدل باشد. علاوه بر این از آنجا که قوانین قضایی کشور ما بر اساس فقه پویای اسلام، و سیاست های کلی آن در ابعاد مختلف مدیریتی نیز اسلامی می‌باشد، نتایج این پژوهش می‌تواند مرجع مناسبی برای تدوین قوانین و مقررات و نیز جهت دهنده ی خط مشی های لازم به منظور پیشگیری و مبارزه با عوامل فساد اداری باشد.
1-12- اهداف پژوهش
هدف کلی:
– بررسی و شناخت مولفه های فساد اداری، عوامل پدید آورنده و راهکارهای مبارزه با آن از دیدگاه قرآن و حدیث
اهداف جزئی :
– نوع شناسی فساد اداری: فردی، سیستمی، سیاه، خاکستری، سفید و …. در تطبیق با منابع اسلامی


دیدگاهتان را بنویسید